پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٥ - پرسش
در نقد اجمالى و گذراى ديدگاه فوق بايد گفت: يك وقت ما در مقام عمل ـ نه در مقام عقيده و باور ـ مىگوييم بايد با طرفداران مذاهب مختلف و صاحبنظران مختلف در فلسفهها و علوم گوناگون برخورد متين، مؤدّبانه و سنگين داشت و به آنها اجازه داد كه افكارشان را مطرح كنند و از آن دفاع نمايند و در حوزههاى گوناگون وارد گفتگو و بحث و بررسى شوند. تقريباً اين چيزى است كه در هيچ نظام مذهبى و دينى و سياسى به اندازه اسلام مورد توجه قرار نگرفته است و تا اين حد با صاحبان اديان مدارا نشده است.
اين نوع برخورد و مدارا با پيروان ساير مذاهب الهام گرفته از سيره و سلوك اولياى دين و از جمله اميرالمؤمنين(عليه السلام) است، چنان كه حضرت در يكى از خطبههاى نهجالبلاغه مىفرمايند: شنيدهام كه در يكى از شهرهاى عراق خلخالى از پاى يك دختر ذمّى[١]درآوردهاند؛ جا دارد كه مسلمان به جهت اين جنايت جان دهد (به تعبير ديگر، دق كند و بميرد). چنين برخوردى با طرفداران مذاهب ديگر از امتيازات و افتخارات اسلام و برگرفته از نصّ صريح قرآن است:
«قل يا اَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا الى كَلِمَة سَوَاء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلاَّ اللّه...»[٢]
بگو اى اهل كتاب، از آن كلمه حق كه بين ما و شما يكسان است (و همه بر حق مىدانيم) پيروى كنيم و آن اين كه بجز خداى يكتا هيچ كس را نپرستيم.
و نيز آيه ديگرى كه ما را به جدال احسن دعوت مىكند:
«وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ...»[٣]
با يهود و نصارى و مجوس كه اهل كتاباند جز به نيكوترين طريق بحث و مجادله نكنيد.
اما اگر معناى پلوراليسم اين باشد كه در دل و مقام عقيده و باور بگوييم مسيحيّت هم مثل اسلام است، يهوديّت هم مثل اسلام است و بين يهودى بودن و مسلمان بودن فرقى وجود ندارد، زيرا هر يك بخشى از حقيقت را دارد؛ نه اسلام حق مطلق است و نه يهوديّت. يا اين كه بگوييم هر دو حق هستند، مثل دو جادهاى كه به يك مقصد مىرسند كه از هر كدام كه بروى به مقصد خواهى رسيد؛ بىشك چنين تلقى و برداشتى با روح
[١] به پيروان اديان آسمانى ـ غير از اسلام ـ كه در كشورى اسلامى و تحت حاكميّت حكومت اسلامى زندگى مىكنند، «ذمّى» گفته مىشود. [٢] آل عمران /٦٤. [٣] عنكبوت /٤٦.