پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٠ - پرسش
ستيز با دين بر ترويج اباحىگرى و بىبندوبارى تأكيد مىنمودند. علاوه بر اين غرب براى نفوذ خود از راههاى ديگرى نيز بهره مىجست:
ميسيونرهاى مذهبى با ايجاد مراكز تعليم و تربيت و كانونهاى خيريّه در هموار كردن سيطره غرب و اشاعه انديشه آن نقش داشتند و مستشرقين با مطالعه فرهنگ جوامع و شناسايى نقاط قوّت و ضعف آن، راههاى استيلاى غرب را يادآور مىشدند.
اديان ساختگى، اقليتهاى مذهبى، تشكلهايى نظير احزاب، انجمنها و از جمله لژها و تشكيلات فراماسونرى، ترجمه كتابهاى غربى و گسترش رسانههاى جمعى به ويژه مطبوعات، كه عمدهترين سردبيران و روزنامهنگاران مطبوعات از عوامل نفوذى بودند، از ديگر مجارى نفوذ فرهنگ غرب به شمار مىروند.
بيش از همه، ضعف ساختارى نظامهاى سياسى حاكم بر جهان اسلام زمينهساز حاكميّت انديشه غربى بود. پديد آمدن دورانى از ركود، غفلت و بىخبرى، استبداد خشن حكام و سلاطين، جمود فكرى، رواج اخلاق انزواگرايانه، رواج خرافات و بدعتها و تهى شدن مفاهيم دينى چون صبر و زهد و انتظار و توكّل از معانى اصلى خود و نيز عوامل پيشتر ياد شده، منجر به دوگانگى فرهنگى و غربزدگى در چنين جوامعى گشت.
همانگونه كه اشاره كرديم نفوذ فرهنگ غرب در ايران به اوان حكومت قاجاريه بازمىگردد و شكست ايران از روسيه كه موجب خودباختگى برخى مجريان و افراد جامعه شد، به تدريج منتهى به شكلگيرى غربزدگى در ايران گشت.
همراه با آغاز نهضت مشروطيّت كه ارتباط فرهنگى ما با غرب گسترش يافت اين مسئله به اوج خود رسيد فراماسونها و غربزدگان مفاهيم و ارزشهاى رايج در غرب را كه داراى رويهها و ابعاد گوناگونى بودند به عاريت گرفتند و به ترويج آنها در جامعه اسلامى ما پرداختند. البته به دلائلى زمينه رواج آن مفاهيم ـ از جمله مفهوم آزادى و مفهوم دموكراسى ـ در جامعه ما فراهم بود. از آنجا كه مردم ما از ظلم و ستم درباريان خودكامه و مستبد به تنگ آمده بودند، به راحتى به نداى آزادى پاسخ مىدادند و وقتى كسانى شعار آزادى سرمىدادند، مردم با آغوش باز از آن استقبال مىكردند و در نتيجه، آن شعار تبديل به يك شعار همگانى و مردمى شد و طرفدارى از آزادى و آزاديخواهى مقبوليت عام يافت. البته آنچه مردم به دنبال آن بودند، آزادى از قيد حكومتهاى خودكامه و مستبد و مخالف ارزشهاى اسلامى بود ولى آنچه غربزدگان و دستپروردگان غرب دنبال مىكردند، بُعد و رويه ديگر آن مفهوم، يعنى آزادى از قيد اسلام بود. آنها در پرتو