پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٥ - پرسش
«وَ يَقوُلوُنَ نُؤْمِنُ بِبَعْض و نَكْفُرُ ببعض»[١]
(منكران خدا و پيامبر) مىگويند به بعضى ايمان مىآوريم و بعضى را انكار مىكنيم.
به دنبال آن، خداوند درباره اين افراد مىفرمايد:
«اُوْلئِكَ هُمُ الْكافِروُنَ حَقّاً»، در حقيقت اينانند كافران.
بنابراين، روشن گرديد كه برداشتهاى متفاوت از برخى از آيات و ارائه تفسيرهاى مختلف از آنها و نيز وجود اختلاف نظر در برخى از احكام اسلام، موجب نمىگردد كه همه احكام مشتبه و اختلافى باشند. در اسلام، هزاران حكم قطعى وجود دارد كه همه فرق اسلامى در آنها اتفاق نظر دارند و بسيارى از اختلافاتى كه بين تشيّع و تسنّن وجود دارد، بر سر جزئيّاتى است كه بخش كمى از احكام را تشكيل مىدهند و در بخش اعظم فقه اختلافى وجود ندارد. همچنين در فرقه شيعه، اختلاف فتواى فقها در برخى از احكام به معناى اختلاف نظر در همه موارد نيست، چه اين كه اختلاف و تفاوت نسخه دو پزشك براى بيمار مشخّص و معيّنى، دليل آن نيست كه در طب و پزشكى امور متقيّن و ثابت وجود ندارد.
با اين همه، امروزه كسانى كه در اثر كج فهمى و ناآگاهى يا از روى غرض ورزى و نداشتن ايمان و عقيده به اسلام مىگويند ما هيچ فهم ثابتى از دين و قرآن نداريم و كسى حق ندارد برداشت خود از اين دو را مطلق كند. اين گروه يا دچار اشتباه در تشخيص شدهاند و از مشاهده پارهاى اختلاف نظرها تصوّر كردهاند تمامى دين و آيات قرآن از چنين گوناگونى تفسير و برداشت برخوردارند،[٢] و يا آن كه در لباس مسلمان ولى در واقع بىاعتقاد به آن، منافقانه در پى انحراف ديگران و تضعيف پايگاه يقين و ايمان دينى مردم، بويژه نسل جوان بر آمدهاند تا مقاصد شيطانى خويش را پى جويند. و گرنه چنانچه قرار باشد هر كس يا گروهى هر گونه كه خود خواستند دين و قرآن را تفسير و تأويل كنند و هيچ اصل ثابتى در دين وجود نداشته باشد كه قابل برداشتهاى گوناگون نباشد، هرگز مجموعه معينى به نام «اسلام» باقى نخواهد ماند ـ كه مايه اشتراك و اتفاق نظر مسلمانان جهان در طول تاريخ تا به امروز بوده و هست ـ و اين چيزى نيست جز نفى و هَدْم دين، و كنار گذاشتن آن.
[١] نساء /١٠٥. [٢] البته با دقت در پاسخ، به راحتى مىتوان به اشتباه اين دسته افراد پىبرد و نادرستى ديدگاه ايشان را بازشناخت.