پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٧ - پرسش
ب. ديدگاه قائلان به شكپذيرى تمام گزارههاى ارزشى:[١] اين گروه نمىگويند در هيچ علمى گزاره يقينى و مطلق وجود ندارد زيرا بطور قطع در علوم تجربى و علوم عقلى و رياضيات تا حدى گزارههاى مطلق، يقينى و قطعى وجود دارند. ولى گزارههايى كه در علوم عملى ـ يعنى علوم ارزشى، دستورى و تكليفى ـ به كار مىروند همگى نسبىاند و در ميان آنها گزاره يقينى و مطلق وجود ندارد.
دارندگان چنين گرايشى براى اثبات مدّعاى خود استدلالهايى ارائه مىدهند. مثلا مىگويند: ما مىنگريم كه در كشورى كارى خوب و پسنديده است و در كشور ديگرى همان كار، زشت و ناپسند است. در هر يك از كشورهاى جهان، مردم آن كشور آداب و رسومى را خوب و پسنديده مىدانند و چه بسا همين آداب و رسوم براى مردم كشور ديگرى بسيار زشت و ناپسند باشد و موجب انزجار آنان گردد. پس ممكن است در جامعهاى رفتارى خوب و پسنديده و در جامعه ديگر زشت و نكوهيده باشد و از اينجا، معلوم مىگردد كه خوبىها و بدىها و بايدها و نبايدها نسبى هستند و حكم آنها نسبت به جوامع و كشورهاى گوناگون متفاوت است.
نتيجهاى كه از اين سخنان مىگيرند اين است كه قضايا و گزارههاى علومى كه خوب و بد و بايدها و نبايدها را بيان مىكنند؛ مثل علم اخلاق، علم حقوق و يا ساير علوم مربوط به حوزههاى مدنى و اجتماعى نسبى هستند و هيچ ملاك مطلقى در آنها وجود ندارد و نمىتوانيم بگوييم كه چيزى مطلقاً و همه جا خوب است و يا چيزى مطلقاً و در همه جا و در همه زمانها بد است. گزارههاى دينى نيز به همين دليل كه در آنها مفاهيم ارزشى به كار رفته است همگى نسبىاند و نمىتوان در دين گزاره مطلقى نشان داد كه در همه حال و در همه جا و براى همه كس خوب و داراى ارزش مطلق باشد. البته گروه ياد شده دلايل فنّىترى نيز ذكر كردهاند كه در اينجا مجال پرداختن به آنها نيست.
ج. ديدگاه قائلان به مطلق بودن پارهاى گزارههاى علوم حقيقى[٢] و علوم ارزشى: طرفداران اين نگرش معتقدند: ما هم در ميان گزارههاى علوم تجربى، علوم عقلى و
[١] مقصود از گزارههاى ارزشى گزارههايى هستند كه در آنها مفاهيمى چون: بايد و نبايد، خوب و بد، و واجب و حرام بكار رفته است. [٢] مراد از علوم حقيقى، علوم تجربى، علوم عقلى و رياضيّات و زيرشاخههاى اين علوم هستند.