پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - پرسش
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الاَْرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»[١]
(به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشينى (نمايندهاى) قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند؟ ما تسبيح و حمد تو را بجا مىآوريم و تو را تقديس مىكنيم. پروردگار فرمود: من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد.
وقتى فرشتگان از فساد اجتماعى و خونريزى انسانها خبر مىدهند خداوند سخن آنان را انكار نمىكند؛ بلكه در پاسخ آنها به حكمت آفرينش انسان اشاره مىكند كه فرشتگان از آن بىخبر بودند.
همچنين در پارهاى از آيات ديگر خداوند برخى از ضعفهاى اخلاقى انسان را بيان مىكند، از جمله آيات:
١. «إِنَّ الاِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً. إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً. وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً»[٢]
به يقين انسان حريص و كمطاقت آفريده شده است، هنگامى كه بدى به او رسد بىتابى مىكند؛ و هنگامى كه خوبى به او رسد از ديگران باز مىدارد (و بخل مىورزد).
٢. «... إِنَّ الاِْنْسانَ لَظلُومٌ كَفّارٌ.»[٣]؛ انسان بسيار ستمگر و ناسپاس است.
جالب اين كه در آيه فوق خداوند انسان را «ظلوم» معرفى مىكند كه صيغه مبالغه و به معناى بسيار ظلمكننده است. اين تعبير حاكى از آن است كه ظلم، طغيان و ناسپاسى در بين انسانها به حدّى است كه قابل چشمپوشى نيست و همواره جوامع انسانى آكنده از ظلم و ناسپاسى خواهد بود و اين تصوّر پذيرفته نيست كه با تعليم، تربيت، ارشاد، موعظه و نصيحتِ مردم، مىتوان جامعهاى را ساخت كه تمام اعضايش رفتار خوب و پسنديده داشته باشند؛ كه در اين صورت ديگر نيازى به دولت و قوّه قهريه نباشد.
همواره، در بين انسانها تخلّف از قانون، ارتكاب جرم و بزهكارى وجود داشته است و براحتى مىتوان پيشبينى كرد كه در آينده نيز چنين خواهد بود. حتّى نمىتوان انتظار
[١] بقره / ٣٠. [٢] معارج / ١٩ ـ ٢٠. [٣] ابراهيم / ٣٤.