پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٤ - پرسش
احتمالها و اعتقادهاى ديگر است ـ سخن براند. اين گرايش با پشتوانه شكگرايى در فلسفه ـ كه امروزه هم در محافل فلسفى غرب رواج دارد ـ به اسكپتى سيزم[١] (= شك گرايى) منتهى مىشود. اين گرايش بر اين اساس شكل مىگيرد كه معمولا نظريات در علومْ مختلفاند و هريك شامل بخشى از حقيقت است و ما نيز نمىتوانيم به چيزى اعتقاد يقينى و جزمى داشته باشيم. پس بهتر است كه نسبت به هيچ چيز اعتقاد قطعى و جزمى نداشته باشيم و در درستى و نادرستى نظريهاى به احتمال كفايت كنيم. در باب دين نيز پلوراليزم دينى را بپذيريم و بر اساس آن، هم ديدگاه مسلمانان را كه به يگانگى خدا معتقد هستند و كسى را كه عقيده ديگرى داشته باشد مستحق عذاب ابدى مىدانند، بپذيريم و صحيح بدانيم و هم عقيده مسيحيان را كه معتقد به سه خدا هستند درست بدانيم و هم كسانى كه به دو خدا معتقدند؛ خداى خير و خداى شر؛ چون هيچ يك از اين عقايد جازم و قطعى نيست؛ ممكن است هر يك درست باشد و يا نادرست باشد و ما بنا نداريم كه با هيچ يك از آنها برخورد كنيم، چون همه آنها مىتواند خوب و درست باشد.
تحمّل همه عقايد و نظريات متفاوت و متضاد هم بر مبناى اسكپتى سيزم و شكاكيّت ـ كه كسى نمىتواند اعتقاد جزمى پيدا كند ـ استوار است و هم بر مبناى پلوراليزم. امروزه، اين گرايش غالب در دنياى غرب است و براى ما به ارمغان آورده شده است. و تلاش مىشود كه جامعه ما به چنين حالتى درآيد كه نسبت به عقايد دينى، علمى و فلسفى تعصّب و حساسيّتى نداشته باشد و در ارتباط با هر ديدگاه و نظريهاى بگويد ممكن است اين درست باشد و ممكن است نظريه ديگر درست باشد، و ما حق نداريم شناخت خودمان را مطلق بدانيم و بگوييم صد درصد درست است و غير از اين نيست.[٢]اين گرايش به دنبال نفى اعتقاد يقينى و نفى اين كه دين حق، مذهب حق و نظريّه حق يكى است، برآمده است و مىگويد: در مقام بحث نبايد تعصّب داشت و غيرت دينى و تعصّب در مذهب بايد از بين برود تا همه باهم زندگى كنند و زمينه صلح و آشتى فراهم آيد.
١.Scepticism
[٢] مثلا حق نداريم بگوييم «خدا يكى است، و نمىشود خدا دو تا يا سه تا باشد» بلكه بايد گفت: «خدا يكى است» همان قدر درست است كه «خدا دوتاست» و «خدا سه تاست»؛ و ما نبايد اصرار داشته باشيم كه حتماً «خدا يكى است» درست است، ممكن است «خدا دوتاست» يا «خدا سه تاست» هم درست باشد.