پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - پرسش
امّا پس از آن كه انسانها در اثر تعاليم و معجزات انبياء ـ عليهم السلام ـ راه صحيح را شناختند و آزادانه دين و نظام الهى را برگزيدند، طبعاً به آنچه دين مىگويد نيز بايد گوش فرا دهند و قوانين آن را به درستى عمل نمايند. چون فرض آن است كه افراد با شناخت و آگاهى و از روى گزينش خويش مجموعهاى بنام دين را كه حاوى الزامات و فرامينى است برگزيدهاند. وگرنه چنانچه بنا باشد پس از پذيرش اسلام نيز انسانها همانقدر در عمل به احكام دين و نظام الهى آزاد باشند كه پيش از پذيرش بودند، انتخاب دين كارى بيهوده و عبث خواهد بود و زحمات انبياء ـ عليهم السلام ـ نيز به همين ترتيب لغو خواهد بود.
بنابراين هم عقل حكم مىكند كه بعد از پذيرفتن دين و نظام الهى بايد عملا به انجام قوانين دينى و احكام الهى ملتزم بود. و هم وحى:
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ...»[١]
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش فرمانى دادند، (در برابر فرمان خدا) اختيارى داشته باشند.
چنان كه مشاهده مىشود در آيه شريفه مىفرمايد هيچ مرد و زن «با ايمان» حق ندارد از فرمان خدا و رسول سرپيچى كند؛ يعنى، بعد از ايمان آوردن و پذيرش دين ديگر نمىتوان به الزامات و فرامين پايبند نبود. البته بمانند همه نظامهاى حاكم در دنيا اگر شهروندانى پس از اعلام قوانين به آنها از پذيرش آن امتناع كرده و راه تخلف و جرم را پيش گرفتند، نظام الهى هم حق دارد با توسل به قوه قهريه و استفاده از زور جلوى متخلّفان را بگيرد و آنان را ملزم به اجراى قانون كند و يا اگر كسانى به مقابله با نظام الهى پرداختند، با استفاده از قدرت و مجازات متناسب با جرم، به مقابله با آنها برخيزد و جلوى شورشها و حركتهاى براندازانه را بگيرد؛ كارى كه امروزه و در طول تاريخ تمامى نظامهاى دنيا انجام داده و مىدهند.
نتيجه آن كه در مرحله پيش از پذيرش دين و نظام الهى، انبياء ـ عليهمالسلام ـ هرگز از اجبار و قوه قهريه براى هدايت مردم و عمل به دستورات دين بهره نمىگرفتند اما پس از انتخاب آزادانه دين و نظام الهى از سوى مردم با كسانى كه از اجراى قوانين سرباز مىزدند و يا با دين و نظام الهى از سر ستيز و مقابله بر مىآمدند به شدّت برخورد مىنمودند.
[١] احزاب/ ٣٦.