پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - پرسش
هر رفتارى ـ خصوصاً با عنايت به پيچيدگى رفتارهاى اجتماعى و جنبههاى گوناگون و ناشناخته وجود انسان ـ دقيقاً چه نتيجهاى ممكن است به بار آورد، و بويژه رابطه رفتار انسان با نتايج اخروى آن چگونه است، كاملا وابسته به شناخت اين روابط است. تا در پرتو آن دست به گزينش اعمال نيك و انجام آنها بزنيم و سعادت و خوشبختى ابدى خود را تأمين نماييم. پس شرط لازم براى سعادتمندى حقيقى، خصوصاً در جهان آخرت شناخت چگونگى رابطه اعمال با نتايج آن، بويژه نتايج اخروى آن است.
اما حالا بايد ديد ابزارهاى شناختى ما ـ غير از وحى ـ چه چيزهايى است و آيا براى شناسايى روابط گفته شده كافى است يا نه؟
بطور كلّى ابزارهاى شناخت كه در همه انسانها عموميّت دارد عبارتند از: شناخت حسّى و شناخت عقلانى. البته از تركيب اين دو نيز شناخت ديگرى بنام شناخت تجربى بدست مىآيد:
ادراك حسّى بوسيله حواس ظاهرى ودر اثر ارتباط با جهان مادّى حاصل مىشود. بُرد اين ادراك محدود است و تنها چيزهايى كه با ما ارتباط پيدا مىكند، آن هم در حدّ ارتباطش و در زمانى كه اين ارتباط برقرار هست، مورد ادراك حسى واقع مىشود. در اثر محدوديت بُرد اداراك حسّى نمىشود توقع داشت كه بوسيله آن بتوان مسير صحيح زندگى را در تمام ابعادش، و جنبه ارزشى اعمال و رفتارمان ـ بويژه رابطه رفتار انسان با نتايج اخروى آن ـ را بشناسيم.
اما ادراك عقلى؛ آنچه عقل به تنهايى و صرفنظر از تجربه خارجى درك مىكند يك سلسله مفاهيم كلّى خاصّى[١] است، مانند: محال بودن اجتماع نقيضين و يا بزرگتر بودن كلّ از جزء آن. اين گونه مفاهيم نيز خود به خود براى بازشناسى روابط پيش گفته كارآيى ندارد و حدّاكثر مىتواند مسائل فلسفى محض مانند وجود خداى متعال را براى ما اثبات كند، بديهيّات اوّليه عقل بسيار محدود است و هرگز نمىتواند حكم صدها روابط ما با خدا، خودمان يا ديگران و محيط زندگى را تعيين كند و جنبه ارزشى آنها را بيان نمايد.
ادراك تجربى نيز كه از همكارى حسّ و عقل حاصل مىشود، يعنى: حسّ ما چيزى را درك مىكند، عقل روى آن كار مىكند و يك ادراك جديدى بدست مىآيد، مشروط به
[١] اين مفاهيم كلّى را اصطلاحاً «بديهيات اوليّه» مىگويند.