پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٤ - پرسش
مىگويد خوردن برخى از غذاها حرام و گناه است. مثلا خوردن گوشت خوك و نوشيدن مسكرات حرام است. اما بيان نحوه درست كردن شراب و پروراندن خوك كار دين نيست. اين كه دين خوردن گوشت خوك را حرام كرده، از آن روست كه در راستاى تكامل دينى نيست و اساساً احكام ايجابى و سلبى دين به جهت اثرات مثبت و منفىاى است كه متعلّقات[١] احكام براى سعادت و آخرت انسان در پى دارند و براى بيان وجه ارزشى رفتارهاست.
بنابراين دين نمىگويد چه غذايى بخوريد يا چگونه غذا تهيّه كنيد و چگونه خانه بسازيد، امّا مىگويد در زمين غصبى خانه نسازيد و يا خانه را چنان نسازيد كه مشرف به خانه ديگران شود، تا بر ناموس آنها اشراف داشته باشيد و نيز مىگويد با پول حلال خانه بسازيد نه با پول ربا، در واقع كيفيّت ارزشى تهيّه خانه را براى ما بيان مىكند.
حاصل پاسخ اين است كه حوزه زندگى انسان و واقعيّتهاى خارجى مربوط به آن، دو رويه دارند: رويه اوّل روابط علّى و معلولى و سببى و مسببّى است، چنان كه اين روابط بين پديدهها نيز وجود دارد؛ مثل اين كه چه عناصرى بايد باهم تركيب شوند تا فلان پديده شيميايى به وجود آيد و در چه شرايطى موجود زنده رشد مىكند. اين كه انسان به عنوان موجودى زنده چگونه زندگى كند و چگونه سلامتى خويش را حفظ كند و وقتى بيمار شد از چه راهى به مداواى خويش بپردازد. رويه ديگر واقعيتهاى اين جهانى ارتباطى است كه با روح انسان و كمالات معنوى و مسائل ارزشى دارند.
اين كه الكل چگونه و از چه موادى ساخته مىشود و چند نوع الكل داريم، بحث علمى است و كار دين بررسى اين گونه مسائل نيست، كار دين اين است كه بيان كند الكل را بايد نوشيد يا نه، و نوشيدن آن براى روح و ساحت معنوى انسان ضرر دارد يا نه؛ به عبارت ديگر، دين بيان مىكند كه مصرف الكل حلال است يا حرام؛ و همينطور در ساير مواردْ دين حكم و وجه ارزشى را بيان مىكند، نه جهات علمى را. دين به روابط بين پديدهها نمىپردازد، بلكه رابطه پديدهها را با روح انسان و مصالح انسانى بررسى مىكند.
[١] مقصود از متعلقات احكام همان اعمال و افعال انسان است كه مفاهيمى چون واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح به آنها نسبت داده مىشود. مانند: نماز خواندن يا شراب نوشيدن كه به اوّلى واجب و به دومى حرام گفته مىشود.