پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - پرسش
البته رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) هم به دلخواه خود عمل نمىكرد، بلكه عمل او بر اساس الهام و وحى الهى بود: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى»[١]
از سوى ديگر شيعيان معتقدند كه نظير چنين مجوزى كه به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) داده شده به ائمه معصومين(عليهم السلام) نيز داده شده است و در علم كلام دلايل روشنى براى اين مطلب آورده شده است كه يكى از آنها حديث ثقلين است كه ائمه اطهار(عليهم السلام) را همپايه قرآن قرار داده است:
«اِنّى تاركٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا بَعْدى كتابَ اللّهِ و عِتْرَتى»[٢]
من در ميان شما دو چيز گرانبها به جا مىگذارم، مادام كه به آن دو تمسك جوييد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد، [آن دو چيز عبارتند از:] كتاب خدا و عترت (اهل بيت) من.
همچنين ما معتقديم كه ائمه معصومين(عليهم السلام) براى زمان غيبت كبراى حضرت ولى عصر(عج) نيز كسانى را به صورت نوعى ـ نه شخصى ـ نصب كردهاند و آن كسى اشبه به معصومين و اصلح افراد است ـ و اصطلاحاً ولىّ فقيه نام دارد ـ در حاكميّت از طرف آنها مأذون است. اين اعتقاد با روايات يا ادّله عقليّه قابل اثبات است و صد البتّه اطاعت چنين كسانى بر ما واجب است و منافاتى با ربوبيّت تشريعى و حاكميّت خدا هم ندارد، زيرا حاكميّت آنها شأنى از شؤون ربوبيّت الهى و در طول آن است.
بدين ترتيب ثابت مىگردد كه اگر كسى قبول داشته باشد كه حاكميت اصالتاً مخصوص خداست، در مرتبه بعد بايد بپذيرد كه مخصوص رسول خداست و در سايه حاكميت خداست كه حاكميت رسول الله و حاكميت ائمه و جانشينان آنها تحقق و مشروعيت پيدا مىكند.[٣]
با روشن شدن پاسخ بخش اول پرسش، نوبت به قسمت دوم آن مىرسد، اينكه چرا
[١] نجم/ ٣ - ٤. [٢] ر.ك: از جمله: بحارالانوار، ج ٢، ص ١٠٠، باب ١٤، حديث ٥٩. [٣] گفتنى است ما همين مطلب را ـ يعنى انحصار قانونگذارى به خداوند و كسانى كه از او اذن در قانونگذارى دارند. ـ در پاسخ به پرسش از ديدگاه قرآنى بررسى كردهايم و اكنون نيز بر آنيم تا يكبار ديگر همين امر را از ديدگاه آزاد و با ادله عقلى اثبات نماييم و روشن است كه هر دليل عقلى بر پايه يك سرى اصول موضوعه (= پيشفرضهايى) قرار دارد كه يا خود (بديهى) مىباشند و يا در علم ديگر بازگشت آنها به بديهيات اوليه آشكار گرديده است.