پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - پرسش
و برخى رفتارها را مجاز و برخى را ممنوع مىسازد و اگر كسى تخلّف كرد، او را با جريمه مالى و يا زندان و يا به گونههاى ديگر مجازات مىكند. حتّى در برخى از دستگاههاى حكومتى مثل اسلام، مجازاتهاى بدنى و از جمله اعدام نيز در نظر گرفته شده است. پس بايد اين پيشفرض را بپذيريم كه اساساً وجود حكومت براى محدود ساختن آزادىهاى اجتماعى است و نامحدود بودن آزادىهاى اجتماعى مساوى است با نبود حكومت.
بنابراين، با توجه به آنچه گفتيم، روشن گرديد اين سخن كه «آزادى فوق حكومت و فوق قانون است» مغالطه مىباشد، زيرا معناى آن اين است كه حكومت و قوانين نتوانند آزادى را محدود نمايند و به آن گزندى برسانند. در حالى كه حكومت بايد آزادىها را محدود سازد و اگر گفتيم هيچكس و هيچ دستگاهى نمىتواند آزادىهاى سياسى و اجتماعى انسانها را محدود كند؛ يعنى، حكومت لازم نيست و حكومت لغو، نامشروع، غير قانونى و تحميلى است.