حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٧ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال

بحث از حجیت سنّت و حدیث و یا حجیت خبر واحد نیز همین دانش است. علمای شیعه بنا به دلایلی، تألیف در این دانش را شش قرن پس از اهل‌ سنت و از قرن دهم آغاز کردند.[١٢٤] علمای اهل‌سنّت از این دانش با عناوین: علوم ‌الحدیث، قواعد الحدیث و مصطلح‌ الحدیث یاد می‌کنند.[١٢٥]


[١٢٤] . علت و ضرورت شکل‌گیری دانش مصطلح ‌الحدیث در اهل‌سنت را می‌توان در مسأله «مهیا بودن بستر پیدایش احادیث وضعی در حدیث اهل‌سنت» دانست که لزوم تنویع حدیث و تولید اصطلاحات حدیثی به‌منظور تمییز احادیث معتبر از نامعتبر را می‌طلبید. «استفاده محدود در روزگاری کوتاه از وجود یک ‌معصوم (پیامبر اکرم(ص))»، «وجود یک دورۀ منع تدوین حدیث صدساله برای احادیث ایشان»، «وجود انگیزه‌های فراوان برای جعل در دستگاه‌های حکومتی» که اکثراً هم‌کیش ایشان بودند و بالاخره «نبودن معصومان جهت تأیید یا رد روایات» و نیز «نبود پیشینه مکتوب کافی جهت عرضه» را می‌توان از علل ایجاد و گسترش این بستر (جعل و دسّ) به‌حساب آورد. توجه به تفاوت‌های فوق، گویای عدم رغبت علمای شیعه جهت تألیف در این زمینه تا قرن‌ها پس از اهل سنت، خواهد بود.

[١٢٥] . یکی از مباحثی که علمای اهل‌سنت در کتب قواعد الحدیث خود بدان می‌پردازند، «ترسیم منظومه دانش‌های حدیثی» است و جایگاه این بحث را این دسته منابع می‌دانند. می‌توان گفت اساس تقسیم‌بندی دانش‌های حدیثی نزد اهل‌سنّت، از ابتدای نشأت این بحث تا کنون، تا حدود زیادی ثابت بوده و تغییر چشم‌گیری نداشته است. ایشان علوم مربوط به حدیث را به دو بخش عمده تقسیم می‌کنند: علم الروایة (یا علم الحدیث روایةً) و علم الدرایة (یا علم الحدیث درایةً). ایشان بخش روایت را به خود احادیث و بخش درایت را به دانش‌های حدیثی معنا می‌کنند. سیوطی (م٩١١هـ) به نقل از ابن‌اکفانی (م٧٩٤هـ) صاحب کتاب «ارشاد القاصد» پس از تقسیم علم حدیث به «علم حدیث خاص به روایت» و «علم حدیث خاص به درایت» در تعریف هر یک چنین می‌نویسد: «علم الحدیث الخاص بالروایة علم یشتمل علی اقوال النبی و افعاله و روایتها و ضبطها و تحریر الفاظها، و علم الحدیث الخاص بالدرایة علم یعرف منه حقیقه الروایة و شروطها و انواعها و احکامها و حال الرواة و شروطهم و اصناف المرویات و ما یتعلق بها». (تدریب ‌الراوی، ج١، ص٢١). اشکال اساسی این تقسیم‌بندی آن است که ایشان حدیث را در شمار مسائل و اقسام این دانش گنجانده‌اند در حالی که حدیث، موضوع علم حدیث است نه از مسائل آن. روایت، ضبط و نوشتن الفاظ حدیث نیز از مسائل علوم حدیث نیست، بلکه قواعد و شرایط آنها از مسائل این مجموعه‌دانش است. ضمن آن‌که تمام دانش‌های حدیثی را در یک بخش جای داده‌اند.

این تقسیم‌بندی تا زمان حال نیز همچنان ادامه دارد به‌طوری‌که صبحی‌صالح و محمد عجاج‌الخطیب از اندیشمندان معاصر اهل‌سنّت نیز علوم الحدیث را به دو بخش: علم الحدیث روایةً و علم الحدیث درایةً با همان مفهوم تقسیم می‌کنند. عجاج ‌الخطیب هنگام ذکر موضوع «علم ‌الدرایة» چنین می‌گویند: «فموضوع علم الحدیث درایةً السند و المتن و فائدته معرفة المقبول من المردود.» (اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص٢٤ و علوم الحدیث و مصطلحه، ص١٠٥)

با توجه و دقت در تعریف «علم الحدیث درایةً» از سوی علمای اهل‌سنّت، می‌توان متوجه شد که چرا شهید ثانی (م٩٦٥ق) برای اولین بار و هنگام تولد این دانش در شیعه، نام «درایة الحدیث» را برای آن برگزید؛ حال آن‌که معنای لغوی این عنوان، با محتوای دانش سازگار نیست و نام «درایة» در زمان حضور ائمه؟عهم؟ و از لسان روایات، بر فقه ‌الحدیث فعلی اطلاق می‌شده است.

درکنار این شیوه منظومه‌نگاری، منظومه‌های دیگری نیز در سال‌های اخیر ترسیم شده که در عین مشابهت فراوان با دسته‌بندی فوق، به دلیل تفاوت‌های جزیی که در خود دارند، تا کنون موفقیتی را در تثبیت جایگاه خود کسب نکرده است:

الف) ابوالعلاء مبارکفوری (م١٣٥٣ق) بر این باور است که مباحث مربوط به حدیث، به سه دانش تقسیم می گردد. وی پس از ذکر دو قسم مذکور در کلام سیوطی و تعریف هر یک، قسم سوم را این‌چنین تعریف می کند: «و الثالث انّه علم باحث عن المعنی المفهوم من الفاظ الحدیث و عن المراد منها مبنیاً علی قواعد العربیة و ضوابط الشریعة و مطابقاً لاحوال النبی(ص)». وی دانش فقه ‌الحدیث را دانشی مستقل و خارج از علم ‌الحدیث‌درایة دانسته است. (تحفة الاحوزی بشرح جامع الترمذی، ج١، ص٧).

ب) یوسف المرعشلی در کتاب «علوم الحدیث الشریف» (آخرین کتاب مصطلح‌الحدیث اهل‌سنّت) به ترسیم منظومه تفصیلی دانش‌های حدیثی پرداخته و آن را در سه باب جای داده؛ با این تفاوت که بخش سوم را به «تحمل الحدیث و اداؤه و کتابته و آداب المحدثین» اختصاص داده است. وی در بخش «علم الدرایة» (که آن را مصطلح‌الحدیث نیز نامیده)، دانش‌های حدیثی را این‌گونه سامان داده است: ١ـ علوم مربوط به قبول یا ردّ خیر (انواع الحدیث المقبول و المردود)، ٢ـ علوم مربوط به سند (الجرح و التعدیل و انواع سند از حیث اتصال و انقطاع)، ٣ـ علوم مربوط به متن (از حیث گوینده حدیث و از حیث فهم آن، شامل: غریب، اسباب ورود، نسخ، محکم) ٤ـ علوم مشترک بین سند و متن (تفرّد حدیث، تعدد راویان، اختلاف روایات از حیث زیادت و نقصان).

قابل ذکر است دسته‌بندی حاجی‌خلیفه در کتاب کشف ‌الظنون، با منظومه‌های فوق، اختلاف اساسی داشته، متناسب با معنای لغوی درایت و روایت و شبیه تقسیم‌بندی دانش‌های حدیثی شیعه بر اساس سند و متن است. (کشف ‌الظنون، ج١، ص٦٣٥).