حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٩ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
اهلسنّت از قدیمالایام و در لابلای نگاشتههای حدیثی خود، بحث از درختواره دانشهای حدیثی را پیش میکشیدهاند. البته تا چند قرن ابتدای تدوین کتب علوم الحدیث، ساختاری نظاممند بر نگاشتههای ایشان حاکم نبود؛ بهگونهای که حتی در شمارش دانشهای حدیثی نیز بین اندیشمندان ایشان، اختلافنظرهای اساسی را شاهدیم.[٩١] اینمنظومهها، گرچه کموبیش قابل استفادهاند ولی بهدلیل تفاوتهای عمده حدیث شیعه و اهلسنّت (در سه عرصه: منبع افاضه حدیث، تاریخ حدیث و اعتبارسنجی آن) و وارد شدن متون حدیثی در ساختار دانشهای حدیثی در آنها، نمیتواند بهصورت کامل برای ما قابل استفاده و بهرهبرداری باشد؛ ضمن آنکه شکلگیری و تکامل علوم حدیث در شیعه و اهل سنت و موضوع و مبادی برخی دانشها همسان نیست. [٩٢]
آنچه که این نوشتار در پی پرداختن به آن است، ترسیم منظومهای گویا و دقیق از دانشهای حدیثی شیعه، مطابق آنچه که امروزه بهعنوان دانشی مستقل قلمداد شده، میباشد. نقل و نقد منظومههای موجود و دیدگاههای صاحبنظران وادی حدیث و همچنین ذکر منظومههای اهلسنت، خارج از دستور کار این مقال است و مجالی وسیعتر را میطلبد. همچنین باید گفت آنچه که این نوشتار در پی صحبت از آن است، فقط منظومه
[٩١] . در میان اندیشمندان اهلسنّت، حاکم نیشابوری (م٤٠٥) در کتاب معرفة علوم الحدیث، علوم مربوط به حدیث را ٥٢ گونه دانسته است. امام شهرزوری مشهور به ابنصلاح (م٦٤٣) در کتاب مقدمة ابن الصلاح فی علوم الحدیث شمار دانشهای حدیثی را تا ٦٥ نوع برمیشمرد. جلالالدین سیوطی (م٩١١) در مقدمه کتاب تدریب الراوی انواع علوم حدیث را غیرقابل شمارش میداند و بهنقل از حازمی، علوم حدیث را بیش از ١٠٠ نوع میداند: «اعلم أنّ انواع علوم الحدیث کثیرة لاتعدّ. قال الحازمی فی کتاب العجلة: علم الحدیث یشتمل علی انواع کثیرة تبلغ مائة، کل نوع منها علم مستقل. لو انفق الطالب فیه عمره لَما أدرک نهایته» در تحلیل این عملکرد و با نگاه به تلاش این محدثان میبینیم که ایشان اقسام حدیث را نیز داخل در دانشهای حدیثی دانستهاند؛ از این رو با این کثرت مواجه شدهاند. بهعنوان مثال، حاکم نیشابوری (م ٤٠٥) در کتاب علومالحدیث، نوع دهم علوم حدیث را «حدیث مسلسل» برمیشمرد و یا ابنصلاح (م ٦٤٣) در کتاب علوم الحدیث، شناخت «حدیث مرسل» را نُهمین دانش حدیثی میداند و چهلمین را «شناخت تابعان» اعلام میدارد و پس از ذکر انواع دانشها در مقدمه کتاب (ص١٠) مینویسد: «و لیس بآخر الممکن فی ذلک فإنه قابل للتنویع إلى ما لا یحصی إذ لا تحصی أحوال رواة الحدیث وصفاتهم ولا أحوال متون الحدیث وصفاتها وما من حالة منها ولا صفة إلا وهی بصدد أن تفرد بالذکر». در مقابل، برخی دیگر چون: ابنخلدون (م٨٠٨) در تاریخ خود، آن را ذیل هشت عنوان، یا مانند قاضی عیّاض (م٥٤٤) در الالماع، آن را ذیل هفت عنوان و یا چون صبحیصالح در علومالحدیث و مصطلحه آن را ذیل شش دانش قرار دادهاند.
[٩٢] . البته به منظور آشنایی خوانندگان با درختواره دانشهای حدیثی اهلسنت و تأثیری که در برخی دانشهای شیعی داشته، در صفحات آتی (پاورقی معرفی دانش درایهالحدیث) به ذکر درختواره دانشهای حدیثی از دیدگاه اندیشمندان اهلسنت خواهیم پرداخت.