حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٩ - گونهشناسی راویان از حیث جرحپذیری


٣.٢. وثاقت راویان طرق

شیخ بهایی براین باور است که چون أعاظم علماء متقدمین از این‌گونه راویان، روایات بسیاری را نقل کرده‌اند و مشایخ متأخرین هم روایات ایشان را صحیح شمرده‌اند، همین مقدار در حصول ظن به عدالت این دسته از راویان کفایت می‌کند.[١٦٢] البته وی با ارائه مثال‌هایی که بیان داشته است، ظاهراً برایش جایگاه شاگرد راوی مجهول اهمیّت دارد.

فرزند شهید ثانی وثاقت این دسته از راویان را از باب اکثار اجلاء از ایشان، اثبات کرده است و معتقد است که پدرش نیز نزدیک به همین عقیده را دارا بوده است؛ وی علت سکوت نویسندگان رجالی را فاقد تألیف‌بودن ایشان دانسته است.[١٦٣] شیخ بهایی و فرزند شهید ثانی به‌عنوان نمونه به «أحمد بن محمد بن الحسن بن الولید، محمد بن علی ماجیلویه و أحمد بن محمد بن یحیی العطار» استناد کرده‌اند که همگی در طرق کتب مهم ویا آثار پدرشان قرار دارند.

٣.٣. ضرورت بررسی راویان طرق

در مقابل اندیشه‌های پیشین، گروهی بر این باورند که تمام منابع روایی کتب اربعه، مشهور یا متواتر نبوده است. بسیاری از کسانی که نویسندگان کتب اربعه به آن‌ها طریق دارند، صاحب اثری شناخته شده نبودند؛ به‌عنوان نمونه، إبراهیم بن سفیان، إسماعیل بن عیسی، أنس بن محمد، جعفر بن القاسم و حسن بن قارن اگر دارای کتابی مشهور بودند لازم بود در منابع فهرستی اسامی ایشان بیاید که در حال حاضر نیامده است.

وانگهی در کتاب من لایحضره الفقیه اساساً تمام طریق‌ها به صاحب کتاب نیست، تا بتوان ادعا کرد که طرق به کتاب‌های متواتر و معروف بوده است. یکی از طرق شیخ صدوق در مشیخه به «أسماء بنت عمیس» است. آیا وی نویسنده یک کتاب معروف بوده است؟ یا اینکه طریق مذکور به نفس روایت شفاهی اسماء ختم می‌شود؟ همین اشکال در طریق صدوق به «ما جاء نفر من الیهود» نیز وارد است.

سید مهدی بحرالعلوم ضمن بیان شیوه برخی از متأخران در تأیید کامل طرق به کتاب‌ها در اصل شهرت و تواتر این منابع خدشه نموده و بر فرض شهرت و تواتر نیز بر این باور است


[١٦٢]. مشرق الشمسین، ص٢٧٦.

[١٦٣]. منتقی الجمان، ج١ ص٣٩.