حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٦ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
تدوین درختواره مجموعهدانشهایی چون علوم حدیث، که دانشهای مستقل فراوانی را در دل خود جای داده، به منظور ترسیم «منظومه دانشی» و تبیین روابط میان دانشها، از مبادی هر دانش و آغازینترین مباحث آن است.
با نگاه به ماهیت «منظومهنگاری» در ابَردانشها و ترسیم زیرشاخههای اصلی هر دانش، میتوان کارکردهای ذیل را برای آن برشمرد:
الف. شناسایی تمامی دانشهای موجود؛ این مهم، با استعانت از مفهوم «دانش» و ماهیت آن، سبب جداسازی دانشها از شبهدانشها میشود و آنچه را که به اشتباه، دانش قلمداد شده، از این گردونه خارج میسازد.
ب. دستیابی به فلسفه و چرایی شکلگیری دانشها و همچنین تبیین هدف و رسالت اصلی هر دانش و شناسایی ابعاد و کارکردهای فرعی آن؛
ج. تعیین جایگاه هر دانش، در یک نظام درختوارهای مشتمل بر محورهای اصلی و فرعی؛
د. تعیین میزان ارتباط، تعامل، تفاوت و اثرگذاری هر دانش بر دانشهای دیگر آن مجموعهدانش و نیز دانشهای مرتبط دیگر؛
هـ . ترسیم چشمانداز و افق پیشروی دانشها؛ که این امر، نقش مهمی در جنبش علمی و نهضت نرمافزاری همچنین توسعه و گسترش دانش ایفا میکند.
کارکردهای فوق، ما را بر آن داشته تا با بهرهگیری از تلاشهای منظومهنگاری پژوهشگران حدیثی شیعی در سالهای اخیر و درنظرگرفتن ماهیت و کارکردهای هر دانش، به ترسیم منظومه دانشهای حدیثی شیعه روی آوریم.
ضرورت ترسیم منظومه برای دانشهای حدیثی زمانی پررنگتر میشود که با ورود دانشهای نو (غربی) به مباحث دینی و ورود مستشرقان به عرصه حدیث، بستر شکلگیری برخی دانشهای جدید حدیثی پدیدار گشته که پذیرش یا ردّ آن، نیاز به ترسیم منظومه واقعی این دانشهاست.
شکلگیری دانشهای حدیثی
دانشهای حدیثی، مجموعه دانشهایی است که بهمنظور دستیابی به متن صحیح و قابل التزام حدیث و فهم آن بنا نهاده شده است.[٨٠] دانشهای حدیثی نه در یک برهه از
[٨٠]. پُرواضح است که دانشهایی چون: صرف، نحو و لغت نیز در فهم حدیث اثرگذاری مستقیم و فراوانی دارند؛ ولی از آنجایی که تأسیس اینگونه دانشها بهجهت امر حدیث نبوده، نمیتوان آنها را دانش حدیثی خواند. البته تعاریف دیگری چون: «مجموعهای از دانشها که برای شناخت ماهیت و عوارض حدیث تدوین شده» نیز ارائه شده است. («ماهیتشناسی علوم حدیث»، مجله جستار، شماره٣١ و٣٢، ص١٨).