حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٨ - بررسی تحلیلی حدیث «ارتد الناس بعد النبی(ص) الا ثلاثة»
«نپذیرفتن و قبولنکردن» نیز معنی کرده است.[٢٨٥] این واژه، بهجهت داشتن یک اصل معنایی مشخص و نزدیکبودن دومعنای ذکرشده به یکدیگر، میتواند در واقع دارای یکمعنا بوده و معنای دوم، به اصل آن برگردانده شود؛ یعنی بهکار و عمل پذیرفته نشده، از آن جهت ردّ گفته میشود که به نوعی آن کار، به حالت اول خود برمیگردد و مردود به حساب میآید.
مشابه کلمه «ارتد»، واژه «کفر» بوده که در لغت دارای یک اصل به معنای پوشاندن[٢٨٦] و در اصطلاح قرآن و روایات به معنای ضد ایمان[٢٨٧]، ناشکری کردن[٢٨٨]، انکار کردن[٢٨٩]، تاریکی شب[٢٩٠]، پوشاندن[٢٩١]، بیزاری جستن[٢٩٢] و ابر تیره[٢٩٣] آمده است. بسیاری از این معانی اصطلاحی، شبیه به معنای لغوی کفر بوده و با آن تناسب دارد.
در مقابل کلمه «ارتد» واژه «اسلام» قرار دارد[٢٩٤] که در لغت به معنای سلامتی[٢٩٥] و درستی[٢٩٦] آمده و در اصطلاح قرآن و روایات، به تسلیمشدن در برابر دستورات خداوند متعال،[٢٩٧] اطلاق شده است.
٢-١. کاربرد قرآنی – حدیثی
ماده «ردّ» در باب افتعال هشتمرتبه در قرآن کریم استعمال شده که چهارمرتبه بهمعنای «برگشت انسان از دین»[٢٩٨] و چهارمرتبه بهمعنای «برگشت چیزهای دیگر»، بهکار رفته است.[٢٩٩] در
[٢٨٥]. الصحاح، ج٢، ص٤٧٣.
[٢٨٦]. معجم مقاییس اللغة، ج٥، ص١٩١.
[٢٨٧].العین، ج٥، ص٣٥٧.
[٢٨٨]. همان.
[٢٨٩]. الصحاح، ج٢، ص٨٠٧.
[٢٩٠]. همان.
[٢٩١]. النهایة، ج٤، ص١٨٦.
[٢٩٢] . لسان العرب، ج٥، ص١٤٤.
[٢٩٣]. همان، ج٥، ص١٤٧
[٢٩٤]. لسان العرب، ج٣، ص١٧٣.
[٢٩٥]. مفردات الفاظ القرآن، ج ١، ص٤٢١.
[٢٩٦]. معجم مقاییس اللغة، ج٣، ص٩١.
[٢٩٧].العین، ج٧، ص٢٦٦.
[٢٩٨]. ر.ک: مائده، آیات٢١ و ٥٤؛ بقره، آیه٢١٧؛ محمد، آیه٢٥.
[٢٩٩]. ر.ک: نمل، آیه٤٠؛ ابراهیم، آیه٤٣؛ یوسف، آیه٩٦؛ کهف، آیه٦٤.