حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٦

یافتن همه این اسناد به کمک تخریج انجام گرفته و موجب اتّقاق و اعتبار سند از حیث شیعی‌بودن اسناد گشته است.

٤. تقویت سند با شناسایی راوی مجهول

گاهی یك یا چندنفر از راویان یک سند، مجهول هستند. با تخریج حدیث می‌توان آن راوی را شناسایی نموده یا روایت را با سندی غیر آن راوی مجهول یافت.

نمونه (١): روایتی در من لایحضره الفقیه با سند ذیل ذكر شده است:

و َرَوَى یوسُفُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ: لَا بَأْسَ‌ بِالثَّوْبِ‌ أَنْ‌ یكُونَ‌ سَدَاهُ وَ زِرُّهُ وَ عَلَمُهُ حَرِیراً وَ إِنَّمَا یكْرَهُ الْحَرِیرُ الْمُبْهَمُ لِلرِّجَال.‌[٣٥٨]

طریق این روایت مجهول است.[٣٥٩] با تخریج حدیث روشن می‌شود كه همین روایت در التهذیب[٣٦٠] و الإستبصار[٣٦١] با سندی متفاوت چنین آمده است:

الْحُسَینُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یحْیى عَنْ یوسُفَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع)... .

با مقایسه سند تهذیبین و من لایحضره الفقیه، این روایت از مجهول‌بودن خارج می‌شود.[٣٦٢]

نمونه (٢): دو روایت در الكافی با سندی مشابه ذکر شده‌اند. در یك سند «احمد بن عبدالله‌ و غیره عن احمد بن أبی‌عبدالله»[٣٦٣] آمده و در سند دیگر «علی بن محمد بن بندار و غیره عن احمد بن‌ أَبی‌عبداللّه»[٣٦٤] آورده شده است؛ اگر هر كدام از سندها، به‌تنهایی دیده شود، منظور از «غیره» مشخص نیست، اما به كمك تخریج و كنارهم آوردن دوروایت، مشخص می‌شود که راویِ مجهول در سند اول، «علی بن محمد بن بندار» است و مراد از «غیره» در سند دوم، «احمد بن عبدالله‌» است.

٥. كم‌شدن واسطه‌های سند روایت

هرچه تعداد واسطه‌ها و راویان یک روایت تا معصوم کمتر باشد اعتبار آن حدیث بیشتر


[٣٥٨]. من لایحضره الفقیه، ج‌١، ص٢٦٤، ح٨١٢.

[٣٥٩]. ر.ك: پاورقی من لایحضره الفقیه (تحقیق استاد علی اكبر غفاری)، ج‌١، ص٢٦٤، ح٨١٢.

[٣٦٠]. تهذیب الأحكام، ج‌٢، ص٢٠٨.

[٣٦١]. الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‌١،ص٣٨٦.

[٣٦٢]. این تخریج، علاوه بر از بین بردن جهل طریق، نمایان‌گر تصحیف در سند من لایحضره الفقیه است؛ زیرا لفظ «بن محمد» در عنوان «یوسف بن ابراهیم» در هیچ‌كدام از كتاب‌های حدیث و رجال نیامده و ظاهراً توسط نسخه‌نویس اضافه شده است. (ر.ك: من لایحضره الفقیه، ج‌١، ص٢٦٤).

[٣٦٣]. الكافی (دارالحدیث)، ج‌٧، ص٢٠.

[٣٦٤]. همان، ج‌٧، ص٢٧٠.