حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٢ - بررسی تحلیلی حدیث «ارتد الناس بعد النبی(ص) الا ثلاثة»

ایشان خبر می‌دهد.

حَدَّثَنِى عَمْرُو بْنُ عَلِىٍّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاوَائِلٍ عَنْ عَبْدِاللّهِ(ع) عَنِ النَّبِىِّ(ص) قَالَ أَنَا فَرَطُكُمْ عَلَى الْحَوْضِ وَ لَیرْفَعَنَّ رِجَالٌ مِنْكُمْ ثُمَّ لَیخْتَلَجُنَّ دُونِى فَأَقُولُ یا رَبِّ أَصْحَابِى فَیقَالُ إِنَّكَ لاَ تَدْرِى مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ.[٢٦١]

نمونه بعدی روایت هم‌مضمون بدین‌شرح است:

وَ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ شَبِیبِ بْنِ سَعِیدٍ الْحَبَطِىُّ حَدَّثَنَا أَبِى عَنْ یونُسَ عَنِ ابْنِشِهَابٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیبِ عَنْ أَبِىهُرَیرَةَ أَنَّهُ كَانَ یحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ یرِدُ عَلَىَّ یوْمَ الْقِیامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِى فَیجْلَونَ عَنِ الْحَوْضِ فَأَقُولُ یا رَبِّ أَصْحَابِى فَیقُولُ إِنَّكَ لاَ عِلْمَ لَكَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى.[٢٦٢]

دراین روایت، قید «ارتدوا...» اضافه شده که می‌تواند معنای «أحدثوا بعدك» را تبیین کند.

حَدَّثَنَا أَبُومُعَاوِیةَ عَنِ الأَعْمَشِ عَنْ شَقِیقٍ عَنْ عَبْدِاللّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ(ص): أَنَا فَرَطُكُمْ عَلَی الْحَوْضِ وَلأُنَازَعَنَّ أَقْوَامًا ثُمَّ لأُغْلَبَنَّ عَلَیهِمْ فَأَقُولُ یا رَبِّ أَصْحَابِی فَیقالُ إِنَّكَ لاَ تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَك.[٢٦٣]

در این روایت از صحابه تعبیر به «اقوام» شده که حاکی از فراوانی تعداد آن‌هاست.

أخْبَرَنا الْحَسَنُ بْنُ أبِیبَكْرٍ، أخْبَرَنا عَبْدُالبَاقِی بْنِ قَانِعٍ، حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ الْوَلِیدِ بْنِ أبَانِ الْكَرَابِیسِی، حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ عِیسَى الْوَاسِطِی، حَدَّثنَا هَشِیمٌ عَنْ ِإسْمَاعِیلُ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أبِی إدْرِیس عَنْ عَلِی قَالَ : ِممَّا عَهِدَ إلَىَّ النَّبِی(ص) أنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِكَ مِنْ بَعْدِی.[٢٦٤]

این روایت با روایات قبلی متفاوت بوده و درباره نقض پیمان اُمّت نسبت به حضرت علی(ع) است که از نظر علمای شیعه، ارتداد در روایات «ارتدّ الناس» و مشابه آن، به معنای نقض پیمان به کار رفته است.

از مجموع آنچه ذکر شد به‌دست می‌آید که این روایت با متن‌ها و طریق‌های مختلفی در کتب شیعه نقل شده است. متن این روایت به جهت نداشتن اضطراب[٢٦٥] و تصحیف و آسیب‌های دیگر حدیثی و داشتن روایات مشابه از کتب معتبر اهل‌سنّت، از قوت بالایی برخوردار است.


[٢٦١]. صحیح البخاری، ج٧، ص٢٠٦.

[٢٦٢]. صحیح البخاری، ج٧، ص٢٠٨.

[٢٦٣]. صحیح مسلم، ج ٧، ص ٦٨؛ مسند احمد، ج١، ص ٣٨٤؛ در «مسند احمد» به جای «فیقال» کلمه «فیقول» ذکر شده است.

[٢٦٤]. تاریخ بغداد، ج١١، ص٢١٦؛ و نیز ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج٤٢، ص٤٤٧؛ تذكرة الحفاظ، ج٣، ص٩٩٥؛ البدایة والنهایة، ج٦، ص٢٤٤.

[٢٦٥]. تعابیری که در بعضی از متون، از افراد مستثنی به «یک‌نفر، سه‌نفر، چهارنفر و هفت‌نفر» شده، نشانه اضطراب متن نیست؛ بلکه بیان‌گر تفاوت مراتب ایمان در آنان است که در بخش بعدی به آن اشاره می‌شود.