حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٤ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
بر خلاف رجال الحدیث، هم عرصه صدور را عهدهدار است و هم حجیت آن را.[١١٨] با توجه به تفاوت ابزار در احراز صدور و تفاوت دو عرصه صدور و حجیت، سه دانش ذیل را میتوان زیرمجموعه اعتبارسنجی دانست:
١ـ رجال الحدیث
دانش رجال، به منظور احراز صدور روایت از معصوم(ع)، راویان حدیث واقع در سلسلهسند را پس از شناسایی هویت ایشان، از جنبههایی که در اطمینان و یا عدم اطمینان به روایت آنها مؤثر است، مورد بررسی قرار میدهد. پنج محورِ: «راویشناسی»، «منبعشناسی»، «مبناشناسی»، «سندشناسی» و «مصطلحشناسی» رجال، مباحث اصلی این دانش را رقم میزند. میزان اعتنای به این دانش و نقشدهی به آن در اعتبارسنجی روایات، همواره مورد اختلاف بوده است؛ برخی آن را تنها محور اعتبارسنجی پنداشته (التعبّد بالسّند) و گروهی آن را عضوی از مجموعه دانشهای اعتبارسنجی دانستهاند (موثوق الصدور). باید دانست که در دوران حضور و عصر تدوین منابع اولیه حدیثی (قُدَما)، اعتبارسنجی احادیث، بر سه پایه: ارزیابی متن روایات (نقد محتوایی)، ارزیابی راوی (تحلیل رجالی) و ارزیابی منبع حدیث و نسخههای آن (تحلیل فهرستی) استوار بوده است.
باید توجه داشت برخی زیرشاخهها و موضوعات این دانش، از جمله: «الجرح و التعدیل»، «ارزیابی اسناد»، «طبقاتنگاری»، «المؤتلف و المختلف» و «المتفق و المفترق»[١١٩]، در منابع
[١١٨] . بررسی تاریخ حدیث امامیه نشانگر آن است که از همان آغاز راه و با ترغیب ائمه؟عهم؟، نگارش احادیث بهعنوان برترین شیوه نقل تراث حدیثی شیعه کاربرد یافته است. بنابراین، آموزش و انتقال حدیث بر پایه قرائت و سماع روایات از روی منابع حدیثی صورت پذیرفت و شاگردان با استنساخ آموختههای خود، آن را در اختیار دیگر طالبان حدیث قرار دادند. با گستردگی آثار و گزینش شیوه مکتوب در انتقال تراث حدیثی شیعه، «منابع حدیثی» در سنجش درستی و صحت انتساب احادیث به امامان؟عهم؟ نقش محوری در نزد قدما یافتند. (برگرفته از: اعتبارسنجی روایات شیعه بر پایه ارزیابی منابع مکتوب؛ ص١١) ازاینرو، اعتبارسنجی منبع، مورد توجه جدی علمای متقدم امامیه قرار گرفت. ایشان دانش «فهرست» را بههمین منظور بنیان نهادند. ولی از آنجایی که دانش فهرست در عصر حاضر، با کارایی دیگری است و بحث اعتبارسنجی منبع از مباحث فعّال مجموعهدانشهای حدیثی نیست، از آوردن نام آن در منظومه صرف نظر مینماییم و اعتبارسنجی را منحصر در «اعتبارسنجی روایت» مینماییم.
[١١٩] . در اسناد روایات، گاهی با اسامی راویانی مواجه میشویم که شباهت ظاهری با هم دارند، مثل جریر و حریز. این مسأله میتواند منجر به اشتباه در شناسایی ایشان شود (المؤتلف و المختلف). گاهی نیز راویان در اسم خود و پدر و یا جدشان با هم مشترکند، مانند احمد بن محمد پسران عیسی و خالد (المتفق و المفترق). دانش رجال، عهدهدار تمییز این دو دسته عنوان راوی است.