حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٥ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
اهلسنّت بهعنوان دانش مستقل مطرح شدهاند؛ دقت در رسالت و موضوعات دانش رجال و توجه به این نکته که عناوین فوق، از محورها و مباحث این دانشاند، مؤید این تفکیک نخواهد بود. اهلسنّت، عنوان «معرفة الصحابة و الرواة» را نیز بر این دانش اطلاق کردهاند.
منابع آموزشی دانش: راویشناسی (سیدعلیرضا حسینیشیرازی) ـ سندشناسی (مهدی غلامعلی) ـ بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه (محمدرضا جدیدینژاد و محمدکاظم رحمانستایش) جزوات: توثیق و تضعیف و توثیقات عام (محمدکاظم رحمانستایش) ـ دانش رجال (ابوطالب علینژاد).
٢ـ نقد الحدیث (نقد متن الحدیث)
این دانش، سنجش متن و محتوای حدیث را با استفاده از قواعد و معیارهای قطعی و پذیرفتهشده و بررسی آسیبهای متنی، جهت دستیابی به صحت یا ضعف و نیز درجه اعتبار و حجیت حدیث عهدهدار است. در نقد متنی حدیث، به دنبال سازگاری محتوا با مجموع آموزههای معتبر و پذیرفتهشده (قرآن، سنت، عقل و علم قطعی) هستیم. به دیگر سخن، هدف اصلی از نقد حدیث، غربال احادیث و احراز صدور و حجیت احادیث آن است تا بتوان آن دسته از احادیثی را که امکان انتساب آنها به معصوم وجود ندارد شناسایی کرد.
نقد الحدیث گرچه به مفهوم گسترده خود (بالمعنی الاعمّ)، شامل نقد سندی نیز میشود، ولی از آنجاییکه دانش رجال، عهدهدار نقد سندی روایات است، کارکرد این دانش، فقط ناظر به جنبه دیگر آن، یعنی نقد محتوایی است؛ ضمن آنکه منظور از نقد متنی، معنایی اعم از متن و محتواست. ازاینرو، هم میتوان آن را نقد متنی خواند و هم نقد محتوایی.
نقد متن حدیث از زمان راویان و علمای متقدم، از راهکارهای اساسی اعتبارسنجی روایات بوده ولی ظاهراً در عصر حاضر است که با ساماندهی مباحث آن و استخراج راهکارهای نقد، تبدیل به یک دانش شده است. جالب آن است که نقد متنی، یکی از راهکارهای اساسی ارزیابی راویان نیز بوده و در توثیق یا تضعیف ایشان تأثیر مستقیم داشته است[١٢٠]؛ حتی در مقام اعتبارسنجی حدیث نیز تقدم رتبی بر دانش رجال دارد.[١٢١] نقد محتوایی،
[١٢٠] . مراجعه شود به مقاله: «نقد متنی و محتوایی احادیث و نقش آن در توثیق و تضعیف راویان»، حدیث حوزه، شماره١٠.
[١٢١] . توجه به این روایت و روایاتی در این مضمون، همچنین عملکرد علمای شیعه، گویای این واقعیت است: حَضَرَ ابْنُ أَبِی یعْفُورٍ فِی هَذَا الْمَجْلِسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ اخْتِلَافِ الْحَدِیثِ یرْوِیهِ مَنْ نَثِقُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَا نَثِقُ بِهِ قَالَ علیه السلام: إِذَا وَرَدَ عَلَیکمْ حَدِیثٌ فَوَجَدْتُمْ لَهُ شَاهِداً مِنْ کتَابِ اللَّهِ أَوْ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِلَّا فَالَّذِی جَاءَکمْ بِهِ أَوْلَى بِهِ. (الکافی: ج١ ص٦٩)