حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٦ - گونهشناسی راویان از حیث جرحپذیری
اثر حدیثی بودهاند، وضعیت رجالی ایشان برای فهارسنگاران اهمیت داشته است.[١٥٢] اما سخن دربارۀ راویانی است که تنها نقش آنها یا بیشترین نقششان حضور در طریق نقل تراث حدیثی بوده است؛ نظیر احمد بن محمد بن حسن بن ولید، احمد بن محمد بن یحیی، ابن عبدون، ابومفضل شیبانی، حسین بن حسن بن أبان، حمید بن زیاد، علی بن أحمد بن محمد بن أبیجید وهارون بن موسی تلعکبری.
ابومفضل شیبانی، حمید بن زیاد و هارون بن موسی تلعکبری اگرچه خود مؤلف کتب حدیثیاند ولی نقش آنها در طریقها پررنگتر است. بهگونهای که شیبانی تمام عمرش را در جستجوی حدیث سفر کرد[١٥٣] و حمید بن زیاد نیز افزون بر سماعِ گستردهِ کتابهای حدیثی، مفتخر است که اکثر اصول اولیه را روایت کرده است.[١٥٤] دربارۀ هارون بن موسی نیز گفته شده که تمام اصول و مصنفات را روایت کرده است[١٥٥]. اما دو بزرگزاده پیشین یعنی دو «احمد»، بیشتر ناقل آثار علمی پدران بزرگوارشان بودهاند.
آنچه در اینجا مهم است بازشناسی نقش راویان آثار حدیثی است. آنان بسانِ ناشرانِ امروزی تنها منتقلکننده آثار بودهاند. به بیان دیگر واسطهگری یک اثر علمی شاخصترین عملکرد ایشان بوده است. همانطور که ناشر و متصدی یک انتشارات ضرورتی ندارد که عالم و ثقه باشد، بهنظر میرسد که راوی یک اثر مشهور نیز ضرورتی در وثاقت وی نبوده است. بنابراین، اگر کسی در سلسله نقل یک کتاب به نسل دیگر قرار داشته و با قرائت چند روایت به دیگری اجازه نقل میداده است، وثاقتش چندان موضوعیت ندارد؛ بلکه فضلی بر داشتههایش است.
«محمد بن مسعود عیاشی» سخن از فردی میگوید که اجازه نقل کتاب میداده است؛ عیاشی برای کسب اجازه نگارش آثار حدیثی در اختیار او به بغداد سفر میکند؛ جالب اینجاست که عیاشی فرد مجیز را با اوصافی چون «غالی» و «مولعا بالحمامات المراعیش» معرفی میکند؛ اما از حافظه بسیار خوب او نیز سخن میگوید. این گزارش به خوبی نشانگر فضای
[١٥٢]. منتقی الجمان، ج١، ص٣٩.
[١٥٣]. رجال ابنغضائری، ص٣٩٦ ش١٠٥٩.
[١٥٤]. الفهرست، ص١٥٥، ش٢٣٨.
[١٥٥]. الرجال الطوسی، ص٤٩٩، ش٦٣٨٦.