دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨
درآمد
ايمان ، در لغت
ايمان ، مصدر است از مادّه «أمن» كه بر دو معناى نزديك به هم دلالت دارد : يكى آرامش دل و ديگرى تصديق ؛ زيرا انسان چيزى را تصديق مى كند و بر آن گواهى مى دهد كه به آن ، اطمينان داشته باشد و دلش آرام گيرد . ابن فارس در اين باره مى گويد : الهمزة و الميم و النون أصلان متقاربان: أحدهما الأمانة التى هى ضدّ الخيانة ، و معناها سكون القلب ، و الآخر التصديق ، و المعنيان كما قلنا متدانيان . [١] همزه و ميم و نون، دو ريشه معنايىِ نزديك به هم اند: يكى از آن دو، به معناى امانت است كه متضادّ خيانت است، يعنى آرامشِ دل ، و ديگرى به معناى تصديق (گواهى دادن بر درستى چيزى) است. همان گونه كه گفتيم، اين دو معنا به هم نزديك اند . خليل بن احمد فراهيدى در باره معناى لغوى «ايمان» مى گويد : الإيمان: التصديق نفسه ، و قوله تعالى: «وَ مَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا» [٢] أى بمصدِّق . [٣] ايمان ، به معناى تصديق است و اين كه خداوند [ از قول برادران يوسف عليه السلام به پدرشان] فرمود : «تو به ما مؤمن نيستى» ، يعنى: تصديق كننده ما نيستى .
[١] معجم مقاييس اللغة : ج١ ص ١٣٣ مادّه «أمن» . [٢] يوسف : آيه ١٧ . [٣] ترتيب كتاب العين : ص ٥٦ مادّه «أمن» .