روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٢
امپراتورى گاه با به كارگيرى شيوههاى ديپلماسى براى اختصاص نيروى لازم به جبهه غربى- با مسلمانان همپيمان مىشد و گاه، به منظور اختصاص نيروى خود بر ضد مسلمانان در ارمنستان و جنوب (بر ضد دو اميرنشين حلب و انطاكيه)، با غرب همپيمان مىگرديد. او با اين شيوه توانست از موجوديت خود محافظت كند، اما- در مقابل- ناگزير شد كه در نيروهاى مسلح خود به ميزان فزايندهاى از نيروهاى مزدور استفاده كند. مزدوران از ملّيتهاى گوناگون بودند، از اين رو با امپراتورى رابطهاى قلبى نداشتند. با وجود اين در فعاليتهاى مستمر نظامى در مرزهاى امپراتورى كه گاه دامنه آنها تا پايتخت (قسطنطنيه) و حومه آن كشيده مىشد و گاه چنان گسترش مىيافت كه به دوران گذشته امپراتورى در شرق و غرب مىرسيد، نقشى بسيار مهم ايفا مىكردند.
به اين ترتيب ارمنستان، واقع در شرق امپراتورى، در حاشيه تحرك نيروهاى بيزانس قرار گرفت، كه در دوران حكومت «باسيل دوم» همه كوشش خود را براى الحاق جزء به جزء اين منطقه به پيكره امپراتورى صرف كرد.
پس از آن كه سلجوقيان ايران را گشودند، تهاجم به ارمنستان را افزايش دادند، اما طغرلبك، تنها يك بار در اين حملهها شركت جست و آن در سال ١٠٥٣ م بود كه اقدام به نابودى نواحى پيرامون درياچه وان كرد، ولى موفق به تسخير قلعه ملازگرد نشد. فرماندهى اين حملهها به طور معمول بر عهده دو پسر عموى او يعنى اصان و ابراهيم اينال بود، كه در سال ١٠٤٧ در ارز روم به دست بيزانسيها شكست خوردند. در طول سالهاى بعد، آن دو تهاجم خود را متوجه همپيمانان كَرجى «١» امپراتورى بيزانس كردند. در سال ١٠٥٢ م به «قارس» حمله بردند و سپس بار ديگر در ارمنستان ظاهر گشتند (سالهاى ١٠٥٦ و ١٠٥٧) و ملطيه از سوى آنان در معرض نابودى و غارت قرار گرفت (سال ١٠٥٧). در سال ١٠٥٩ نيروهاى ترك- براى نخستين بار- به قلب زمينهاى امپراتورى يورش بردند و به شهر سيواس رسيدند.