نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٥٤
نگاهى به هدفها و وظايف حاكم اسلامى بخوبى به ما مىفهماند كه وى بايد داراى ويژگيهاى خاصى باشد. مهمترين اين ويژگيها عبارتند از: عقل، اسلام و ايمان، عدالت و تقوا، فقاهت و قدرت.
١- عقل شرط مسؤوليت، وجود عقل است و زمامدار بايد داراى قدرت تعقل قوى باشد.
اميرالمؤمنين (ع) فرمود:
«يَحْتاجُ اْلِامامُ الى قَلْبٍ عَقوُلٍ وَ لِسانٍ قَؤُولٍ وَ جَنانٍ عَلى اقامَةِ الْحَقِّ مَؤُولٍ» «١» زمامدار و پيشوا به قلبىانديشمند، زبانى گويا ودلى نيرومند براقامه حق نيازمند است.
عقل داراى مراتبى است و رهبر بايد از مراتب بالاى آن برخوردار باشد. پيامبراكرم (ص) در اين باره فرمود:
«وَ لا بَعَثَ اللَّهُ رَسوُلًا وَ لانَبيّاً حَتىّ يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ افْضَلَ مِنْ عُقوُلِ جَميعِامَّتِهِ» «٢» هيچ پيامبرى از طرف خداوند به رسالت يا نبوت مبعوث نشد، مگر آنكه واجد عقل كامل بود، بحدّى كه عقل وى بر عقلهاى جميع امتش برترى داشت.
افراد صغير، غير رشيد تلقى مىشوند و از آنان رفع تكليف شده است و بايد تحت سرپرستى ولى و قيّم اداره شوند و در صورت احراز برخى از شرايط مانند فقاهت نمىتواند به عنوان والى تعيين گردد. پيامبران و ائمه به دليل نصب خاص از اين شرط مستثنا هستند.
٢- اسلام و ايمان براساس نص قرآن كريم و روايات، غير مسلمانان نمىتوانند بر امور مسلمانان تسلط داشته باشند. حرمت تولى كفّار به صورت يك قاعده در آمده است كه از آن به قاعده «نفى سبيل» تعبير مىشود. در قرآن مجيد اين گونه آمده است: