نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٢٨
گذاشتن، پذيرفتن دين، پذيرفتن شريعت حضرت محمدبن عبداللَّه (ص) و نام دين آن حضرت در فرهنگهاى فارسى و عربى آمده است. «١» علامه طباطبايى درباره مفهوم كلمه اسلام در ذيل آيه «رَبَنَّا وَاجْعَلْنا مُسْلِمينِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَتِنا امَّةً مُسْلِمَةً لَكَ» «٢» مىنويسد:
اصولًاكلمه «اسلام» كه از باب «افعال» و كلمه «تسليم» كه از باب «تفعيل» كلمه «استسلام» كه از باب «استفعال» است هر سه يك معنا را مىدهند و آن اين است كه كسى يا چيزى در برابر كس ديگر حالتى داشته باشد كه هرگز او را نافرمانى نكند واو را از خود دور نسازد و اين حالت، اسلام، تسليم و استسلام است. «٣» معناى اصطلاحى اسلام همان معناى اصطلاحى دين است و به مجموعه عقايد و دستورات عملى و اخلاقى اطلاق مىشود كه بطور صريح در قرآن و سنت بيان شده و يا از آنها استنباط مىشود.
مفهوم سياست واژه سياست از ريشه «سوسَ» و «ساس» گرفته شده و به معناى تأديب، تربيت، سرپرستى امور، حكم راندن بر رعيّت، اداره كردن امور، رياست كردن، عدالت، داورى، سزا، جزا و تنبيه آمده است. «٤» در اصطلاح به علم حكومت بر كشور، فن حكومت بر جوامع انسانى، علم قدرت تصميمگيرى درباره مسائل ناهمگون جامعه، مطالعه و اعمال قدرت و نفوذ سياست گفته مىشود. «٥» سياست در اقرب الموارد چنين تعريف شده است: