انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
نفوذ مستقيم يا غير مستقيم بيگانگان. البته مهمترين عاملِ ايجاد انقلاب، تشديد تضاد ميان ارزشهاى مسلط بر سيستم سياسى و ارزشهاى حاكم بر گروههاى اجتماعى است، يعنى واقعيات موجود در جامعه با ايدهآلهاى جامعه فرق مىكند.» يك دستهبندى كلى از رژيمهايى كه در آنها انقلاب صورت پذيرفته مشخص مىكند كه اين نوع رژيمها داراى ويژگيهاى زير هستند. كليه اختيارات را در حكومت، اقليّتى محدود يا تنها يك نفر در دست دارد، فساد بر روابط جارى در كشور حاكم است، قدرت سياسى بيشتر بر طبقه سرمايهدار و مرفه تكيه مىكند، براى تداوم حكومت به نظاميان متوسل هستند و به خاطر عدم حمايت مردمى به قدرتهاى خارجى متكى بوده، رسانههاى گروهى در خدمت و اختيار مطلق آنها بودهاند، به رفاه و آسايش و بهبود عمومى وضع جامعه بىتفاوت يا كمتوجه بودهاند و بالاخره به ارزشهاى حاكم بر جامعه از جمله عقايد و آداب و رسوم مردم توجهى نداشتهاند. «٢» ٢- مرحله تخريب دو قطبى شدن جامعه، نارضايتى مردم از وضع موجود و ... به تنهايى منجر به انقلاب نمىگردد، بلكه در چنين حالتى ممكن است نوعى ديگر از تغيير و تحول از قبيل كودتا، رفرم، شورش صورت پذيرد. پيشرفت يا عدم پيشرفت حالت انقلابى در چنين زمانى به سه ركن اصلى انقلاب يعنى مردم، رهبرى و مكتب بستگى دارد؛ به عبارت ديگر، شرط لازم براى انقلاب نارضايتى وسيع و عميق مردم و شرطهاى كافى براى آن، رهبرى، سازماندهى مردم و ايدئولوژى است.
تخريب پايههاى نظام و حكومت در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ...
همراه با خشونت و آماده كردن انسانها براى گرفتن مسؤوليت و ايجاد زمينه لازم در ابعاد مختلف براى پذيرش و مقبوليت عامه و ... از طريق مشاركت عموم مردم امكان پذير است.