سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢

ناگفته نماند كه اخلاص او به منظور تملق و چاپلوسى درمقابل خليفه نبود، بلكه بدان علت بود كه مقام على (ع) را بالاتر از خلافت مى‌دانست وهمو بود كه به آن حضرت گفت:
«اى اميرالمؤمنين! قسم به خدا كه خلافت از تو زينت گرفته، نه آنكه خلافت زينتى براى تو باشد. تو مقام خلافت را بالا بردى، نه آنكه خلافت برمقام تو افزوده باشد. احتياج اين خلافت به شما بيش از احتياج شما به خلافت است.» «١» كسانى كه قائل به برترى على عليه‌السلام برتمام مردم بودند، در بين تابعين بسيار بودند از جمله اويس قرنى، زيدبن صوحان و برادرش صعصعه و بسيارى ديگر كه تعداد آنها از شمارش بيرون است و لفظ «شيعه» درآن زمان به كسانى اطلاق مى‌شد كه قائل به برترى آن حضرت بر ديگران بودند. «٢» عيادت على (ع) از صعصعه‌ اصبغ‌بن نباته مى‌گويد: روزى با اميرالمؤمنين على (ع) به عيادت صعصعه رفتيم در حالى كه در بستر بيمارى افتاده بود. وقتى على (ع) را ديد مرضش رو به بهبودى نهاد. اميرالمؤمنين به او گفت: اى صعصعه! مبادا اين عيادت ما را موجب تفاخر بر قوم خود قرار دهى. صعصعه پاسخ داد: نه يا اميرالمؤمنين! لكن اين زيارت براى من اجر و ذخيره است. حضرت على (ع) به او گفت: قسم به خدا! من تو را شخص كم هزينه و پرمنفعت يافتم.
صعصعه درجواب گفت: اى اميرالمؤمنين! قسم به خدا من نيز شما را نشناختم مگرعارف به پرورگار. «٣»