دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٢٤
| اگادير جلد: ٩ شماره مقاله:٣٨٢٤ |
اَگادير، شهري بندري در جنوب غربى مراكش و كرانة اقيانوس اطلس و مركز
استانى به همين نام («راهنما...١»، .(I/٢١٨
ابن خلدون اين شهر را «اكادير» آورده است (٧(١)/٩٥). ياقوت آن را «اقادير»
نوشته، و ذيل تِلِمسان متذكر گرديده است كه دو شهرِ مجاور يكديگرند و فاصلة
ميان آنها يك «سنگ پرتاب» است. يكى از اين دو شهر قديمى و ديگري جديد
است. شهر جديد را مرابطون ساخته، آن را «تافرزت» ناميدهاند (١/٨٧٠ -٨٧١).
ولى ابن خلدون اين شهر را «تاكرارت» نوشته كه به زبان بربري به معنى
اردوگاه و محله است (٧(١)/٩٤). ابن اثير اين شهر را «تاهرت» نوشته، و محل
استقرار لشكريان اسلام دانسته است. وي به هنگام بحث پيرامون تلمسان
مىنويسد كه در آنجا دو شهر است و ميان آن دو به اندازة يك ميدان اسب
مسافت است. يكى از آنها «تاهرت» است كه در آن لشكريان اسلام استقرار
داشتند و ديگري «اقادير» است كه ساختمانى قديمى دارد (١٠/٥٨٠ -٥٨١). در بعضى
مآخذ اين نام به صورت «اغادير» آمده است (خوري، ٢٠٢؛ سامى، ٢/٩٧٧). لوتورنو
اگادير را نام مواضع مستحكم قلعه مانندي دانسته كه قبايل بربر شلوح و
اِغرم آن را «اگادير» مىناميدند و گويا اين واژه در زبان فينيقيان «گادر» و
در زبان عبري «گادير» بوده است. در نامة مورخ ٦ ژوئية ١٥١٠ اهالى ماسّه به
امانوئل اول پادشاه پرتغال، شهر مزبور «اگادير الاربعاء» ناميده شده است و
از اينجا چنين بر مىآيد كه در آن ناحيه جايى به نام اگادير (اقادير) وجود
داشته كه هر چهارشنبه در آن بازار تشكيل مىشده است. لوتورنو دربارة مسكون
بودن اگادير پيش از ورود پرتغاليان ابراز ترديد مىكند و مىنويسد معلوم نيست
اين شهر پيش از رسيدن پرتغاليان سكنه داشته است، يا نه؟ ( ٢ )؛ EIولى به
گفتة ياقوت مردم در آنجا ساكن بودهاند (١/٨٧١).
در ٥٣٩ق/١١٤٤م هنگامى كه عبدالمؤمن با تاشفين پيكار داشت، به تلمسان رفت
و شهر اگادير (اقادير) را به محاصره گرفت (ابن اثير، ١٠/٥٨١). در نيمة دوم
١٥٠٥م (٩١١ق) يكى از اشراف پرتغال به نام ژوائولوپس د سكئيرا٢ در اگادير
كاخى از چوب بنا كرد كه احتمالاً مقصود از آن پشتيبانى از كشتيهاي ماهىگيري
بوده است. هدف ديگر وي جلوگيري از حملات اسپانيا بهجزاير قناري بود و
اينكار با موافقت پادشاه پرتغال صورت گرفت، زيرا اسپانياييها قصد تسخير
سواحل جنوبى مراكش را داشتند ( ٢ .(EIدر اواخر سدة ١٥م (١٠ق) پرتغاليها همة
بازرگانى خارجى مراكش را در اختيار گرفتند. در اوايل سدة ١٦م بندر اگادير به
يكى از مراكز و پايگاههاي بازرگانى پرتغاليان بدل شد و به عنوان يك منطقة
ماهىگيري توسط پرتغاليها سازمان يافت. پرتغاليان اگادير را «سانتا كروز دل
كابو د آگوار٣» مىناميدند (همانجا). آنها پس از تصرف اگادير به تدريج همة
سواحل اقيانوس اطلس در غرب مراكش را در اختيار خود گرفتند و از آنجا به
اراضى درون مراكش نفوذ كردند. در ١٥٣٦م (٩٤٣ق) شريف محمد بهفرماندهى گروهى
از لشكريان مراكشى با پرتغاليان پيكار كرد و اگادير را به تصرف آورد. در
سدههاي ١٧ و ١٨م (١١ و ١٢ق) اگادير به مركز بازرگانى خارجى منطقه بدل گشت
و طى سالهاي ١٨٨٢-١٩١٢م (١٢٩٩-١٣٣٠ق) در محدودة بخش ساحلى اگادير فروش غله
به اروپاييان مجاز اعلام شد («راهنما»، .(I/٢١٨ در اوايل سدة ٢٠م (١٤ق) ميان
دولتهاي اروپا به ويژه فرانسه و آلمان براي به دست آوردن سيادت و برتري
در مراكش، برخوردهايى روي داد. در ١٩٠٦م (١٣٢٤ق) فرانسه و اسپانيا در
ا¸لخثيراس٤ پيمانى مبنى بر تقسيم مراكش به مناطق نفوذ ميان خود منعقد
نمودند. متعاقب آن دولت فرانسه براي تابع كردن مراكش به تلاش پرداخت،
ولى دولت آلمان با مقاصد دولت فرانسه مخالفت ورزيد و كوشيد تا مواضع خود را
در مراكش مستحكم كند. در ١٩١١م (١٣٢٩ق) اگادير صحنة تظاهرات نظامى ارتش
آلمان شد (همان، II/١٤٥ ؛ I/٢٨٠, ٢ .(BSE
فرانسه در ماه مة ١٩١١ شهر فاس پايتخت مراكش را به تصرف درآورد و در ژوئن
همان سال به آلمان پيشنهاد كرد كه از مراكش دست بردارد و در مقابل بخشى از
مستعمرات فرانسه در كنگو را تصاحب كند؛ ولى دولت آلمان با اين پيشنهاد
موافقت نكرد و اندكى بعد به بهانة حمايت از زندگى و دارايى اتباع آلمان،
ناو جنگى پلنگ را با بخشى از ناوگان خود به اگادير فرستاد. ناوگان مزبور در
اول ژوئية ١٩١١ وارد اگادير شد و به يك رشته عمليات نظامى دست زد كه
«عمليات پلنگ» نام گرفت. ورود ناوگان آلمان موجب بروز بحران در روابط
بينالمللى شد كه در تاريخ به «بحران اگادير» يا دومين بحران مراكش شهرت
يافته است. اين بحران مصوبات كنفرانس ١٩٠٦م ا¸لخثيراس را در معرض مخاطره
قرار داد. امكان استقرار ناوگان جنگى آلمان در اگادير وضع انگلستان را در
جبلطارق به مخاطره مىافكند. دولت آلمان ناگزير شد به اخطار ٢١ ژانوية ١٩١١
لويد جرج به نمايندگى از طرف دولت بريتانيا ترتيب اثر دهد. دولت بريتانيا
اعلام كرد كه در جريان اختلاف ميان فرانسه و آلمان بىطرف نخواهد ماند. در
نتيجه دولتهاي آلمان و فرانسه ناگزير از گفت و گو شدند. مذاكرات با امضاي
موافقت نامة ٤ نوامبر ١٩١١ در برلن به پايان رسيد. بر اساس اين موافقت
نامه، آلمان قيمومت فرانسه بر مراكش را به استثناي منطقة نفوذ اسپانيا و
منطقة بينالمللى طنجه پذيرفت. فرانسه نيز بخشى از مستعمرة خود در كنگو را كه
همجوار مستعمرة آلمان در كامرون بود، به دولت آلمان واگذار كرد. بحران اگادير
يكى از مظاهر اختلافهاي بينالمللى و مبارزة كشورهاي اروپايى پيش از جنگ
جهانى اول بود (همانجا).
استان اگادير ٩٠٠ ،٥كم٢ مساحت دارد و در ١٩٨٢م داراي ٣٠٠ ،٥٩٣نفر جمعيت بوده
است («راهنما»، .(II/١٤٥ جمعيت شهر اگادير در آن تاريخ ٥٠٠ ،١١٠نفر بوده است
(همان، .(I/٢١٧ اگادير در منطقهاي زلزلهخيز قرار گرفته است (همان، .(II/١٤٧
اين شهر يكى از زيستگاههاي بسيار قديمى است كه تاريخ آن روشن نشده، و
ظاهراً چنين به نظر مىرسد كه گذشتهاي پر تلاطم و فاجعه آميز داشته است (
آفريكا، .(IV/١٨٤
اين شهر بندري، بزرگترين مركز ماهىگيري و شيلات مراكش است و در آن
كارخانة بستهبندي و تهية ماهى ساردين وجود دارد. از اين بندر كنسرو ماهى،
مركبات، ترهبار، مواد معدنى، فلز و ديگر كالاها صادر مىشود و يكى از مراكز
صدور فسفات طبيعى مراكش به نقاط مختلف جهان است. ميزان بارگيري و تخلية
كالا در بندر اگادير در ١٩٨٠م حدود ٩٤٠ هزار تن بوده است. اگادير داراي
كارخانة سيمان، تأسيسات ويژة تهية مواد خوراكى و صنايع چوب و فلز است. صدور
كالا از اين بندر به سبب زمين لرزهاي كه در ١٩٦٠م روي داد، به ميزان
قابل ملاحظهاي كاهش پذيرفت («راهنما»، II/١٥٧ .(I/٢١٨,
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن خلدون، العبر؛ خوري، سليم جبرائيل و سليم
ميخائيل شحاده، آثار الادهار، بيروت، ١٢٩١ق/١٨٧٥م؛ سامى، شمسالدين، قاموس
الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Afrika, ed. Heinrich Schiffers, Harms Erdkunde, M O nchen, ١٩٦٢; Afrika
entsiklopedicheski o spravochnik, Moscow, ١٩٨٦, BSE ٢ ; EI ٢ .
عنايتالله رضا