دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٩٥
| اعلم بطليوسى جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٩٥ |
اَعْلَمِ بَطَلْيوسى، ابواسحاق ابراهيم بن قاسم (يا محمد بن
ابراهيم) (د ٦٤٢ق/١٢٤٤م)، اديب و نحوي اندلسى. وي در بطليوس زاده شد و نزد
پدر و تنى چند از عالمان و اديبان آن روزگار دانش آموخت؛ سپس به اشبيليه
رفت و از درس هذيل نحوي بهره برد و در ادب و نحو به كمال رسيد و سپس در
همان شهر به كار اقراء و تدريس علوم ادب پرداخت (ابن ابار، ١/١٧٠؛ ابن
سعيد، المقتطف، ٢١٧؛ ابن خليل، ١٥٧؛ سيوطى، ١/٤٢٢).
نامدارترين شاگرد او ابن سعيد مغربى است كه وصفى از رفتار و شخصيت او به
دست داده است. وي اعلم را مردي سخت تندخو و ستيزهجو خوانده است، تا آنجا
كه از پرواز مگسى برمىآشفت و اگر شاگردانش از كوچكترين حركت او لب به
سخن يا خنده مىگشودند، به ضرب و شتم او گرفتار مىآمدند. داعيههاي علمى
وي نيز سبب شده بود كه او كسى را برتر از خويشتن نشناسد و آثار خود را در
ادب عرب بىهمتا شمارد (ابن خليل، سيوطى، همانجاها؛ ابن سعيد، المغرب...،
١/٣٦٩). ناشكيبايى و بدبينى او از ابياتى آشكار است كه وي در هجو اشبيليه و
اهالى آن سروده است. اشبيليه كه در آن روزگار از نيكوترين شهرهاي اندلس
بود و «جنة الدنيا» خوانده مىشد، در شعر او جز كانون تيرهبختى نيست و در آن
از امنيت و آسايش اثري نتوان يافت (همانجاها؛ مقري، ٣/٤٥١-٤٥٢). در شعر
ديگري نيز كه باز دربارة اشبيليه سروده است، به نكوهش مردم و خوي و خصلت
ايشان پرداخته، و نوميدي خويش را از زندگانى و سرنوشت آنان به نظم
درآورده است (ابن خليل، همانجا).
ابن سعيد مىگويد كه وقتى اشبيليه را ترك مىگفته، اعلم از جمله استادان
بنام آن شهر بوده است ( المقتطف، نيز ابن خليل، همانجاها). وي تاريخ وفات
اعلم را ٦٤٢ق نوشته است، ولى منابع ديگر تاريخهاي ٦٤٦ و ٦٣٧ق را نيز ذكر
كردهاند (ابن خليل، سيوطى، ابن ابار، همانجاها؛ زركلى، ١/٦٢).
از اشعار اعلم جز چند بيتى كه از آنها ياد كرده شد، چيزي بر جاي نمانده است
و البته او خود نيز ادعاي شاعري نداشته، و همانها هم ظاهراً در نظر خود او
چندان ارزشمند جلوه نمىكرده است، زيرا ابن سعيد از قول پدر خود كه او نيز
از زمرة مصاحبان اعلم بوده است، نقل مىكند كه وي در اشاره به سرودههاي
خويش آنها را از جملة «ترهات» شمرده است (ابن خليل، همانجا).
آثار: اعلم ظاهراً مردي پرتأليف بوده است، تا آنجا كه شمار آثار او را قريب
٥٠ نوشتهاند (مقري، ٣/٤٥١)، ولى از اينهمه، اكنون جز نامى در دست نيست.
آثار شناخته شدة وي كه اغلب در شرح آثار بزرگ ادبى است، اينهاست: ١.
تاريخ بطليوس؛ ٢. الجمع بين الصحاح للجوهري و الغريب المصنف (سيوطى،
همانجا)؛ ٣. شرح الامالى قالى؛ ٤. شرح الايضاح ابوعلى فارسى؛ ٥. شرح
الحماسة؛ ٦. شرح الجمل زجاجى؛ ٧. شرح الكامل مبرد (ابن ابار، همانجا؛ گنثالث
پالنثيا، ١٨٦). كتابى نيز كه ابن ابار در آداب اهالى بطليوس به وي نسبت
داده است (همانجا)، احتمالاً همان تاريخ بطليوس است كه سيوطى از آن نام
برده است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينى،
قاهره/بغداد، ١٩٥٦م؛ ابن خليل، محمد، اختصار القدح المعلى لابن سعيد، به
كوشش ابراهيم ابياري، قاهره/بيروت، ١٩٨٠م؛ ابن سعيد مغربى، على، المغرب
فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛ همو، المقتطف، به كوشش
حنفى حسنين، قاهره، ١٩٨٣م؛ زركلى، اعلام؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش
محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ گنثالث پالنثيا، آنخل، تاريخ
الفكر الاندلسى، ترجمة حسين مونس، قاهره، ١٩٥٥م؛ مقري، احمد، نفح الطيب،
به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م. مهران ارزنده