دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٨٠
| اشنويه جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٨٠ |
اُشْنَويه، نام بخش، دهستان و شهري در شهرستان نقده از استان
آذربايجان غربى. اين نام در منابع به شكلهاي گوناگون آمده است: اُشْنُه
(اصطخري، ١٨٢؛ ابن حوقل، ٣٣٦؛ حسينى، ٢٩٦؛ ياقوت، ١/٢٨٤؛ ابن واصل، ٤/٢٠٢؛
بغدادي، ١/٨٥)، اُسنه ( حدود العالم، ١٥٨؛ سهراب، ٤٨)، اُشنو (جوينى، ٢/١٦٠؛
ابوالحسن، ٤٦٦)، اوشنى (اسكندربيك، ٢/٧٩٢) و اُشنويه (حمدالله، ٨٦).
بخش اشنويه: اين بخش از لحاظ سياسى - اداري با بخش مركزي يكى از دو بخش
شهرستان نقده به شمار مىآيد و خود به ٣ دهستان به نامهاي دشت بيل و
اشنوية شمالى و جنوبى تقسيم مىشود و تنها داراي يك شهر به نام اشنويه
(مركز بخش) است ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، نقشه). بخش اشنويه از سوي شمال با
شهرستان اروميه، از جنوب با شهرستان پيرانشهر، از خاور با بخش مركزي
(شهرستان نقده) و از باختر با كشور عراق هم مرز است ( فرهنگ آباديها...،
پنجاه و دو).
ويژگيهايطبيعى: بخشاشنويه درجنوب باختري درياچةاروميه، در دامنة ارتفاعات
فرعى زاگرس شمالى واقع شده است و كوههاي مر گور و دشتبيل، دشتاُشنويه را
در برگرفتهاند ( جغرافيا...، ١/٢٦٤). قلة راندولا به ارتفاع ٠١١ ،٣متر در شمال
باختري بخش جاي دارد (جعفري، ١/٢٧١). گردنة كلهشين كه با ارتفاع ٨٠٠ ،٢متر
در بخش اشنويه قرار گرفته است، اين نواحى را به موصل و كركوك (در خاك
عراق) مرتبط مىكند (كيهان، ٢/١٧٦). ميانگين بارش در نواحى مجاور حدود ٦٠٠ تا
٠٠٠ ،١ميلىمتر و ميانگين دماي سالانه نيز از ٥ تا ١٠ درجه متغير است (جعفري،
١/٢٨٠). مسير علياي قادر رود بخشى از آن را آبياري مىكند (مفخم پايان،
«ق»).
ويژگيهاي اجتماعى - اقتصادي: در آغاز سدة حاضر، اشنويه از بلوكات دوازده گانة
اروميه به شمار مىآمد و شمار تقريبى ساكنان آن ٨هزار نفر برآورد شده بود
(كيهان، ٢/١٧٨). در ١٣٣٧ش از اروميه جدا شد و با نقده و خانه (پيرانشهر فعلى)
به شهرستان نقده مبدل شد ( دايرة المعارف فارسى، ١/١٥٨- ١٥٩). بخش اشنويه
هم اكنون داراي ٧٩ آبادي است كه ٧٣ آبادي آن داراي سكنه و ٦ آبادي بدون
سكنه است. نالوس، سنگان، هِق، و بمزورته (بيمضرته) پرجمعيت ترين روستاهاي
آن به شمار مىآيند (فرهنگ آباديها، ١٤٦، ١٤٨؛ فرهنگ جغرافيايى...، ٤/٩٤). بر
مبناي سرشماري ١٣٦٥ش جمعيت روستايى اشنويه ٧٤٠ ،٢٣نفر (٠٦٦ ،٣خانوار) بوده
كه ٦٤٦ ،١١نفر آنان مرد و ٠٩٤ ،١٢نفر آنان زن بودهاند. بدين سان نسبت
جنسى، معادل ٩٦ مرد در مقابل ١٠٠ زن است ( فرهنگ روستايى، ٦٦). همچنين شمار
افراد ٦ ساله و بيشتر در نقاط روستايى آن، ٤٥٩ ،١٨نفر است كه ٥٨٠ ،٣نفر آنان
(٠٥١ ،٣مرد، ٥٢٩ زن) با سواد بودهاند. اين نسبت گوياي پايين بودن سطح
آموزش، به ويژه در ميان زنان ساكن اين بخش است. بر اساس همين سرشماري
در اين بخش ٥٨٣ ،٥نفر به كار اشتغال داشتهاند (همان، ٨٩).
فعاليت اقتصادي ساكنان روستاهاي اشنويه زراعت، دامداري، باغداري، پرورش
طيور و زنبور عسل است (همان، ١٣٨). زمينهاي زراعى غالباً به كشت گندم و جو
و حبوبات، چغندر قند، نباتات علوفهاي، برنج، سيب زمينى، دانههاي روغنى و
پياز اختصاص دارد. سيب درختى، توتون، انگور، محصولات جاليزي و گوجهفرنگى
نيز در آن نواحى به دست مىآيد. از آمار سدة حاضر كشت توتون در اشنويه
اهميتى ويژه داشته است ( فرهنگ اقتصادي...، «٢/٧٦»، «٣/٧٦»؛ كيهان، ٣/١١٩).
زمينهاي زراعى بخش توسط چشمه، رودخانه، چاه و قنات آبياري مىشوند ( فرهنگ
اقتصادي، «٤/٧٦»).
در زمينة دامداري، آمار نشان مىدهد كه ٠٨٥ ،٨٠رأس گوسفند و بره، ١٢٩ ،٩رأس
بز و بزغاله، ٩١٠ ،١٦رأس گاو و گوساله و ١١٧ ،١رأس دام باركش و سواري (اسب،
استر، الاغ و شتر) در اين بخش نگهداري مىشود ( فرهنگ روستايى، ١٦٢).
فرآوردههاي عمدة اين بخش غلات، توتون و لبنيات است ( فرهنگ جغرافيايى،
٤/٢٤).
بر اساس سرشماري ١٣٦٥ش، در ٥٧ روستا، دبستان، و تنها در ٢ روستا، مدرسة
راهنمايى و در ٤ روستا مدرسة علوم دينى وجود داشته است. بر اساس همان
سرشماري، تنها يك مركز بهداشتى - درمانى در بخش داير بوده است. همچنين ٥٨
مسجد در روستاهاي اشنويه وجود دارد ( فرهنگ روستايى، ١٨٦، ٢١٠، ٢٥٨).
افزون بر زندگى روستايى، شيوة زندگى عشايري از دير باز تاكنون در ناحية
اشنويه رايج بوده است (نك: دنبالة مقاله). هم اكنون ايلات زرزا، سادات،
هركى، قره پاپاق و مامش به اين بخش رفت و آمد مىكنند. سرشماري اجتماعى
١٣٦٦ش، نشان مىدهد كه در همان سال، ٥٢٦ ،٦نفر (٦٦٢ خانوار) عشاير ييلاقى و
٣٩٤ ،٦نفر (٦٤٧ خانوار) عشاير قشلاقى از مراتع آنجا بهره جستهاند ( سرشماري
اجتماعى، جمعيت عشايري، ١٥). افراد ايلات، افزون بر پرورش دام و زراعت، به
صنايع دستى نيز اشتغال دارند كه بافت قالى و قاليچه، گليم، زيلو، چادر
(پلاس)، چوقا، كلاه، دستكش و حصير از آن جملهاند ( سرشماري اجتماعى، نتايج
تفصيلى، ١٠). ساكنان اشنويه كرد و بيشتر اهل تسنن هستند ( فرهنگ جغرافيايى،
همانجا).
شهر، اشنويه: اين شهر در كنار شهرهاي نقده و محمديار يكى از ٣ شهرِ شهرستان
نقده از استان آذربايجان غربى به شمار مىآيد. طول و عرض جغرافيايى آن به
ترتيب ٤٥ و ٥ شمالى و ٣٧ و ٢ شرقى و ارتفاع آن از سطح دريا ٤٧٠ ،١متر گزارش
شده است (پاپلى، ٦١). اشنويه در ٦٩ كيلومتري جنوب اروميه (مركز استان)، بر
سر راه اروميه به نقده قرار گرفته، و فاصلة آن تا نقده ٣٣ كم است ( نك:
نقشة راهها) و به سبب قرار گرفتن در نزديكى مرز داراي موقعيت سوق الجيشى
است. شهر در دامنة كوهپايه واقع است. بخش قديمتر آن داراي كوچههاي باريك
و تنگ است و در دامنه قرار دارد. در ساخت بناهاي آن نيز گل و خشت خام و
چوب به كار رفته است؛ اما بخش جديد در زمين هموار ساخته شده است و توسعة
شهر نيز در همين بخش صورت مىگيرد. كوچهها و خيابانهاي آن منظم است و بيشتر
ساختمانها از مصالح جديد ساخته شدهاند ( جغرافياي كامل، همانجا).
پيشينة تاريخى: ناحيهاي كه شهر اشنويه در آن قرار دارد، داراي پيشينهاي
طولانى است. آثار به دست آمده از تپة دينخواه ( فرهنگ جغرافيايى، ٤/٢٣٣:
دينخينه، روستايى در ٨ كيلومتري جنوب خاوري اشنويه) از جمله كوزههاي بزرگ
و كوچك، مهره، زينت آلات و گورهاي متعدد، قدمت آن نواحى را به هزارههاي
پيش از ميلاد باز مىگرداند (كريمى، ٢١٣-٢١٤؛ استاين، ٣٦١ به بعد). برخى
محققان بر آنند كه آثار به دست آمده از تپة دينخواه مربوط به دورة
كلكوليتيك١ است (همو، .(٣٦٦ همچنين آثار به دست آمده در تپة حسنلو (در
مجاورت بخش اشنويه) به سدة ٩ قم و به تمدن مانا٢ تعلق دارد (گيرشمن، ٢٤؛
دياكونف، ٣٤٧؛ پرادا، .(١١٠ تنها سنگ نبشتهاي كه در حدود كنونى بخش اشنويه
در معبر كلهشين (راه رواندوز - اشنويه) يافته شده، كتيبهاي است متعلق به
سدة ٨ قم به دو زبان اورارتويى و آشوري (استاين، ٣٦٤ ؛ واندنبرگ، ١١٨). در
اين كتيبه شرح پيش رويهاي «ايشپوئينى٣» پادشاه اورارتو و پسرش «منوا٤»
آمده است ( ١ EI؛ مشكور، ١٧). مينورسكى احتمال مىدهد كه نام اوشينى در سنگ
نوشتههاي خلدي (وانى) بايد با نام اشنو منطبق باشد. همچنين راولينسون،
روستاي سينگان (سنگان) در نزديكى اشنويه را با سينكار كه بطلميوس به آن
اشاره كرده، يكى مىداند (نك: ١ EI).
جغرافىنگاران سدههاي آغازين اسلامى، اشنو را شهري كوچك در سرزمينى حاصل
خيز معرفى كردهاند (اصطخري، ١٨٢؛ ابن حوقل، ٣٣٦؛ حدود العالم، ١٥٨). چنانكه
از نوشتههاي برخى از آنان برمىآيد، اشنو در سدة ٤ ق از رونق اقتصادي
برخوردار بوده، و بازارهايى محلى در اوقات معينى از سال در آن بر پا مىشده
كه درآمدهاي فراوانى به همراه داشته است. محصولاتى كه در آن زمان، از
اشنو به نواحى دورتر، از جمله موصل و بينالنهرين، صادر مىشد، دام و نيز
عسل، گردو، بادام و جز آنها بوده است (ابن حوقل، همانجا). اشنو كه از ديرباز
مسكن كردهاي موسوم به هذبانيه (هذبانى) بود، تا سدههاي بعد همچنان
آبادانى خود را حفظ كرد. هذبانيان از مراتع اطراف آنجا، براي نگهداري احشام
خود بهره مىجستند (همانجا). تيرهاي از آنان نيز كه رَوّاديان (كُرد) ناميده
مىشدند، در ارمنستان سكنى گزيدند (كسروي، شهرياران...، ١٤٨). رواديان كه در
آذربايجان و كردستان نفوذ داشتند، در سدة ٢ ق از اطاعت عباسيان سرباز زدند و
چندي حكومت مستقلى به رهبري على فرزند صدقه در آذربايجان به وجود آوردند.
آنان اروميه را مركز فرمانروايى خود قرار دادند و شهرهاي اشنويه، خوي،
شاهپور، لاهيجان (نام روستايى در آذربايجان) و سلدوز را در اختيار داشتند
(دهقان، ٣٣٨- ٣٣٩). پس از آن، به ويژه در سدههاي ٧ و ٨ ق، ولايات اروميه
و اشنويه از سرنوشتى يكسان برخوردار بودهاند. در عهد فرمانروايى اتابكان در
٦٠٢ق نبردي ميان سپاهيان اتابك ابوبكر (فرمانرواي عراق و آذربايجان) و
علاءالدين (اتابك مراغه)، روي داد. علاءالدين كه توان نبرد نداشت، پيشنهاد
صلح كرد و يكى از دژهاي خود را به ابوبكر واگذاشت و در مقابل، ابوبكر نيز
حكومت اشنويه و اروميه را به وي سپرد (ابن اثير، ٦/٢٣٧؛ نك: كسروي، همان،
٢٤٢).
در زمان خوارزمشاهيان، حكومت اشنويه و اروميه و مرند و سلماس از سوي سلطان
جلالالدين مدتى كوتاه به دو صاحب منصب گرجى به نامهاي شلوه و ايوانى
واگذار شد. آن دو پيش از اين در جنگى در ٦٢٢ق اسير شده، و سپس مورد ملاطفت
شاه قرار گرفته بودند (جوينى، ٢/١٥٨-١٦٠). در ٦٢٣ق، سلطان جلال الدين، شورش
تركمانان ايوانيه را در اشنويه و اروميه سركوب كرد (ابن اثير، ١٢/٤٦٢؛ ابن
واصل، ٤/٢٠٢) و در آخرين سالهاي سلطنت خود، زمستان ٦٢٨ق را در اروميه و
اشنويه به سر برد (جوينى، ٢/١٨٤؛ بناكتى، ٣٨٣).
در ١٠١٩ق، به هنگام سلطنت شاه عباس، اشنويه به انضمام حكومت قبيلة
برادوست و الكاي تركور و مركور و اروميه به اميري كُرد به نام اميرخان
برادوست واگذار شد. در ١١٤٣ق، دولت عثمانى به ايران اعلان جنگ داد و سپس
در ١١٤٦ق، دژهاي اشنويه و ماكورا به اشغال خود درآورد (قدوسى، ٢١٨، ٢٤٠).
اشنويه در دو سدة اخير نيز حوادث گوناگونى به خود ديده است. راولينسون در
گزارش سفرش به ايران در ١٢٥٤ق/١٨٣٨م به بروز طاعون در اشنويه اشاره كرده
است. چنانكه از نوشتههاي همو برمىآيد، در ١٢٤٠ق اشنويه هزار خانوار جمعيت
داشته، ولى ١٠ سال بعد از اين تاريخ جمعيت آن به ٢٠٠ خانوار كاهش يافته
بوده است (طاهري، ١٥٣). در ١٣٢٠ق زلزله خسارات مالى و جانى فراوانى در
اشنويه به بار آورد. همچنين تسخير اشنويه توسط عثمانيها در ١٣٢٧ق/١٩٠٩م و
سپس هجوم جيلوها (آسوريها) به آنجا، موجب قتل عدة كثيري شد. پس از جنگ نيز،
قحطى، مرگ و مير بسياري با خود به دنبال داشت ( جغرافيا، ١/٢٦٤). در آغاز سدة
١٤ش، نيز اسماعيل آقا (سميتقو) از سران ايل شكاك كه عامل ناامنى و آشوب
بسيار در آذربايجان بود، توسط نيروهاي دولتى در اشنويه كشته شد (سديد
السلطنه، ٥٤٨ - ٥٤٩؛ نك: كسروي، تاريخ...، ٢/٨٢٩ به بعد).
ويژگيهاي اجتماعى - اقتصادي: اشنويه در ابتداي سدة حاضر، قصبة مركز دهستان
اشنويه بود و در حدود سال ١٣٣٠ش، ٢١٢ ،٢نفر جمعيت داشت ( فرهنگ جغرافيايى،
٤/٢٤). سرشماري ١٣٤٥ش، جمعيت آنجا را ٢٤٨ ،٤نفر و سرشماري ١٣٥٥ش، ٣٧٨ ،٧نفر
نشان مىدهد كه بدين سان، طى اين ١٠ سال جمعيت اشنويه ٣/٧٣% افزايش
داشته است ( آمارنامه، ١٣٦٣ش، ٩). سرشماري نفوس و مسكن در ١٣٦٥ش، گوياي
جمعيتى معادل ٢٥٧ ،١٧نفر (٩٢٤ ،٢خانوار) بوده است كه نسبت به دورة پيشين
به بيش از دو برابر افزايش يافته است. برپاية همين آمار جمعيت شهر شامل ٤١٩
،٨نفر مرد در مقابل ٨٣٨ ،٨نفر زن بوده است كه در برابر هر ٩٥ مرد، ١٠٠ زن
وجود داشته است. همچنين از ٥٧٥ ،١٣نفر جمعيت ٦ ساله و بيشتر اشنويه، ٣/٤٥% با
سواد بودهاند. اين نسبت در ميان مردان، ٦/٦٣% و در بين زنان ٩/٢٧% بوده
است. از ٦٩٥ ،٣نفر افراد شاغل ١٠ ساله و بيشتر اين شهر، بر حسب گروههاي عمده
فعال، ٨/٢٤% در گروه عمدة ساختمان، ١/١٢% در گروه عمدة كشاورزي و دامپروري، و
٧/٦% در گروه عمدة صنعت و بقيه در ساير گروهها به فعاليت اشتغال داشتهاند (
سرشماري، نتايج تفصيلى، ١٨). از امكانات رفاهى شهر، اكثريت مردم از برق و
آب لولهكشى و ٢٠% آنان از تلفن استفاده مىكردند. و آب آشاميدنى از مخزن
عمومى تأمين مىشده است. همچنين سوخت عمدة مصرفى براي پخت و پز، بيشتر گاز
و نفت سفيد، و براي ايجاد گرما، نفت سفيد بوده است (همان، ١٩).
ساكنان شهر اشنويه نيز كرد و بيشتر اهل سنت هستند ( فرهنگ جغرافيايى،
همانجا). تحقيقات راولينسون نشان مىدهد كه درگذشته، مسيحيان و به ويژه
نسطوريان در اين منطقه نفوذ داشتهاند. وي معتقد است كه نفوذ مسيحيت در
آنجا، به سدة ٧ م باز مىگردد. همو مىنويسد كه در آن زمان يكى از ساكنان
اشنويه از سوي خليفة بزرگ روحانى شرق به رتبة اسقفى نايل شده بوده است.
پس از بنياد كليساي نسطوري در آذربابجان در سدة ١٣م، ابراهام يا ابراهيم
نامى كه خود اسقف يا مطران اشنويه بوده، در مراسم انتصاب «جَبالا» به
عنوان جاثليقى نسطوريان ايران حضور داشته است و خود او مىبايست نخستين
اسقف نسطوري اشنويه بوده باشد. راولينسون معتقد است كه دير شيخ ابراهيم در
نزديكى روستاي سيرگان (سرگان) كه زيارتگاه نسطوريان آذربايجان است،
احتمالاً آرامگاه همان اسقف مسيحى است (طاهري، ١٥٣- ١٥٥). نامهاي سرگيس و
بمزورته نيز كه نام دو روستاي اشنويه است، مىتواند دلايل نفوذ مسيحيت در
اين نواحى باشد ( دايرة المعارف فارسى، ١/١٥٩).
از منسوبين به اين شهر مىتوان از تاجالدين اشنهى (اشنوي) (ه م) از مشايخ
و عرفاي سدة ٧ق نام برد.
مآخذ: آمارنامه استان آذربايجان غربى (١٣٦٣ش)، مركز آمار ايران، تهران،
١٣٦٤ش؛ همان (١٣٧٢ش)، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٧٤ش؛ ابن اثير، الكامل؛
ابن حوقل، ابوالقاسم، صورة الارض، ليدن، ١٩٣٩م؛ ابن واصل، محمد، مفرج
الكروب، به كوشش حسنين محمدربيع، قاهره، ١٣٧٢ق؛ ابوالحسن گلستانه، مجمل
لالتواريخ، به كوشش مدرس رضوي، تهران، ١٣٤٤ش؛ اسكندربيك منشى، عالم آراي
عباسى، اصفهان، ١٣٣٥ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، ليدن، ١٩٢٧م؛
بغدادي، عبدالمؤمن، مراصد الاطلاع، به كوشش علىمحمد بجاوي، بيروت، ١٩٥٤م؛
بناكتى، داوود، تاريخ، به كوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٨ش؛ پاپلى يزدي، محمد
حسين، فرهنگ آباديها و مكانهاي مذهبى كشور، مشهد، ١٣٦٢ش؛ جعفري، عباس، كوهها
و كوهنامة ايران، تهران، ١٣٦٨ش؛ جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و
پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛ جوينى، عطاملك، تاريخ جهانگشاي، به كوشش محمد
قزوينى، ليدن، ١٣٣٤ق/ ١٩١٦م؛ حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران،
١٣٤٠ش؛ حسينى، صدرالدين، زبدة التواريخ، به كوشش محمد نورالدين، بيروت،
١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن،
١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛ دايرة المعارف فارسى؛ دهقان، على، سرزمين زرتشت، تهران،
١٣٤٨ش؛ دياكونف، ا.م.، تاريخ ماد، ترجمة كريم كشاورز، تهران، ١٣٤٥ش؛ سديد
السلطنه، محمدعلى، سفرنامه، به كوشش احمد اقتداري، تهران، ١٣٦٢ش؛ سرشماري
اجتماعى - اقتصادي عشاير كوچنده (١٣٦٦ش)، جمعيت عشايري دهستانها، كل كشور،
مركز آمار ايران، تهران، ١٣٦٨ش؛ سرشماري اجتماعى - اقتصادي عشاير كوچنده (
١٣٦٦ش)، نتايج تفضيلى، استان آذربايجان غربى، مركز آمار ايران، تهران،
١٣٦٩ش؛ سهراب، عجايب الاقاليم، به كوشش هانس فُن مژيك، وين، ١٣٤٧ق/
١٩٢٩م؛ طاهري، ابوالقاسم، جغرافياي تاريخى گيلان و مازندران و آذربايجان از
نظر جهانگردان، تهران، ١٣٤٧ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور، سرشماري عمومى كشاورزي
(١٣٦٧ش)، استان آذربايجان غربى، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٦٩ش؛ فرهنگ
اقتصادي دهات و مزارع، شهرستان نقده، جهاد سازندگى، تهران، ١٣٦٣ش؛ فرهنگ
جغرافيايى ايران (آباديها)، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش؛ فرهنگ
روستايى (١٣٦٥ش)، كل كشور، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٦٩ش؛ قدوسى،
محمدحسين، نادر نامه، مشهد، ١٣٣٩ش؛ كسروي، احمد، تاريخ هجدة سالة آذربايجان،
تهران، ١٣٥٧ش؛ همو، شهرياران گمنام، تهران، ١٣٥٧ش؛ كريمى، بهمن، راههاي
باستانى و پايتختهاي قديمى غرب ايران، تهران، ١٣٢٩ش؛ كيهان، مسعود، جغرافى
مفصل ايران، تهران، ١٣١١ش؛ گيرشمن، رمان، هنر ايران در دوران ماد و
هخامنشى، ترجمة عيسى بهنام، تهران، ١٣٤٦ش؛ مشكور، محمدجواد، تاريخ اورارتو،
تهران، ١٣٤٥ش؛ مفخم پايان، لطفالله، فرهنگ رودهاي ايران، تهران، ١٣٥٣ش؛
نقشة راههاي كشور جمهوري اسلامى ايران، تهران، سحاب، شم ٥٠٦؛ واندنبرگ،
لويى، باستان شناسى ايران باستان، ترجمة عيسى بهنام، تهران، ١٣٤٨ش؛
ياقوت، بلدان؛ نيز:
EI ١ ; Porada, E., Ancient Iran, The Art of Pre - Islamic Times, London, ١٩٦٥;
Stein, A., Old Routes of Western Iran, London, ١٩٤٠.
مژگان نظامى (رب) ١٤/٨/٧٥
ن * ١ * (رب) ٢٤/٩/٧٥
ن * ٢ * (رب) ١/١٠/٧٥