سياست و مهدويت - بهروز لک، غلامرضا - الصفحة ٩٢
سيماى منتظر واقعى چنين عصرى، نه تقاعد و غرق شدن در آينده و فراموشى وضعيت حال خويش، بلكه بسط انتظار به زندگى كنونى است تا با آماده شدن و دعوت انسانها بدان آرمان، تلاش كند با ساختن جامعه و اصلاح آن زمينه ظهور را فراهم سازد. چنين تكليفى وظيفهاى دينى در گسترش امر به معروف و احياى شعاير الهى در جوامع است. بدينسان، ضرورت دارد كه همواره با نقد حال با الگوى آرمانى آينده، ريشه بحرانها و مشكلات را جستوجو و راه درخشان آينده را به راحتى هموار نمود. نگاهى اجمالى به گذشته اسلامى و بحرانها و معضلات امروز جهان اسلام اين نكته را برجستهتر مىسازد.
غلبه نظامهاى استبدادى در طول تاريخ و انحراف از جامعه معيار نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نخستين سده اسلامى، زمينه ناكارآمدى و بحران جوامع اسلامى را فراهم آورد. در طول تاريخ اسلامى، مصلحان همواره در جهت رويارويى با اين بحران اهتمام نموده، نظريهها و هر از چندى حركتهاى اصلاحى خود را سامان دادند (نك: دكمجيان، ١٣٧٣: ٣١).
به رغم امكان نظارت بر قدرت سياسى در خلافت مدينه (چهار خليفه نخست) و نقش تعيينكننده برخى از صحابه و ياران نزديك پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن دوره، به تدريج در جهان اهل سنت، الگوى گزينش حاكمان و خلفا از شيوه شورايى و نقش اهل حل و عقد به الگوهاى انتصابى و استيلايى در خلافت اموى (قادرى، ١٣٧٨: ٣٢- ٢٢) تغيير يافت و استبداد حاكمان در جهان اهل سنت نهادينه شد. نظريه سياسى اهل سنت نيز به تبع ساختار استبدادى و بسته نظام سياسى، بر اساس تمسك به قاعده ضرورت، به توجيه آن استبداد پرداخت و به دست فقيهانى چون غزالى و ابن تيميه، نظريه سياسى غالب در جهان تسنن تا عصر حاضر گرديد (نك:
فيرحى، ١٣٨٠: ٢٥٨). بدون ترديد، در جهان تسنن نيز شرايط زيادى براى