ايران؛ ديروز، امروز، فردا - نصرى، محسن - الصفحة ٥٣
يك. قرارداد ١٩٠٧ (١٢٨٦ ش) روسيه و انگليس در مورد ايران
روس و انگليس، اين دو قدرت رقيب ديرينه در سال ١٢٨٦ ش طى قراردادى ايران را به سه منطقه تقسيم كردند: منطقه شمال تحت نفوذ روسيه، منطقه جنوب تحت نفوذ انگليس و منطقه مركزى بىطرف مىماند. بدين ترتيب، اين دو به چپاول ايران مشغول شدند.
دو. قرارداد ١٩١٥ (١٢٩٥ ش) روسيه و انگليس درمورد ايران
بهموجب قرارداد سرّى ١٩١٥ مدر خصوص ايران، اولًا دو منطقه نفوذ در عهدنامه ١٩٠٧ م را به منطقه اشغالى تبديل نمودند و از ديگرسو منطقه بىطرف را به كلى برداشتند؛ بدين معنا كه دولت روسيه حق يافت در منطقه خود، يك ديويزيون قواى قزاق ترتيب دهد و فرماندهى و اداره آن مستقيماً در دست روسها باشد، ولى هزينه آن را از عوايد ايران بردارند و با قيموميت بر ايران قواى مزبور را اداره كنند. در مقابل، دولت انگليس نظير همين نيرو را به نام «پليس جنوب»[١] در نيمه جنوبى ايران ايجاد نمود كه توسط افسران و فرماندهان انگليسى اداره مىشد و مخارج آن جزو محاسبات و قروض دولتى ايران بهشمار مىرفت.
در همين سالهاى پرآشوبِ پس از جنگ جهانى اول، جنبشهاى ضداستبدادى و ضداستعمارى متعددى همانند جنبش روحانى مبارز ميرزا كوچكخان در گيلان، شيخ محمد خيابانى در تبريز، كلنل محمدتقىخان پسيان در خراسان، رئيسعلى دلوارى- با فتواى آيتالله مجتهد برازجانى- در بوشهر عليه روس و انگليس در شمال و جنوب ايران پديد مىآيد.[٢]
سه. قرارداد ١٩١٩ (١٢٩٨ ش) انگليس و وثوقالدوله در مورد ايران
با آغاز جنگ جهانى اول و انقلاب اكتبر ١٩١٧ م در روسيه و سقوط حاكميت تزارى، نفوذ و حاكميت روس در ايران تضعيف شد و درنتيجه حكومت انقلابى روسيه به لغو قراردادهاى پيشين پرداخت. در چنين شرايطى، انگليس با استفاده از فرصت تاريخى و غيبت رقيبش روسيه در ايران، طى قرارداد خائنانهاى بين وثوقالدوله، نخستوزير ايران و كاكس، وزيرمختار
[١]. بنگريد به: منيره راضى، پليس جنوب ايران.
[٢]. بنگريد به: على دوانى، نهضت روحانيون ايران.