روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨٦٥ - روزشمار جنگ یکشنبه ٢٨ آذر ١٣٦١ ٣ ربیع الاول ١٤٠٣ ١٩ دسامبر ١٩٨٢
شد که آن وقت آن طور بود، در مقابل اجنبی آن طور زبون بودند و این وقت این طور است که جوان ها در مقابل امریکا ایستاده اند و شعار می دهند و می گویند که مرگ بر امریکا.
نکته اینکه این تحول در ارتش پیدا شد، این تحول در سپاه پاسداران پیدا شد. جوان هایی که قبل از این انقلاب، در فکر این معنا نبودند اصلاً که جنگی کنند و جهات جنگی را داشته باشند و نظامی باشند و در بین مردم خودشان سربلند بایستند و حفظ کنند مردم را، این چیست؟ فرق ما بین این دو زمان چی است؟ این فرق، در فرهنگ است. فرهنگ ما در آن زمان با زبان فرهنگ ما در این زمان فرق کرده است. شما از دانشگاه شروع کنید تا ادارات دولتی، تا ارتش، تا ژاندارمری آن وقت و تا همه اینها و تا توده های مردم، جوان ها؛ ببینید که ارتش ما و سایر قشرهای ملت و دولتی، مجلس آن وقت و دولت آن وقت و همه اینها دراثر فرهنگ وارداتی چه بودند. ما هر مطلبی را [ببینیم همین طور است.] اگر یک شخصی مریض باشد، تا احساس مرض نکند به طبیب رجوع نمی کند، وقتی احساس مرض کرد آن وقت می رود پیش طبیب، طبیب هم تا مرض را نشناسد، نمی تواند معالجه بکند. جامعه وقتی که مریض باشد همین طور است. تا جامعه احساس نکند که مریض است، احساس نکند که درحال احتضار است، تا این را احساس نکند به فکر طبیب نمی افتد، به فکر معالج نمی افتد. جامعه آن وقت خودش احساس مرض نمی کرد، خیال می کرد که نه، ما خودمان سالمیم، جامعه مان سالم است، سایه اعلی حضرت به سر ماست، ارتش ما هم ما را حفظ می کند و امثال اینها. دراثر اینکه احساس درد نمی کرد و اگر احساس درد هم می کرد طبیبی نبود که این مرض را علاج کند، بلکه آنهایی که دست اندرکار بودند، آنها طبیب معالج نبودند، آنها جنایتکارانی بودند که به عوض دارو، سم به مردم می دادند. اگر دانشگاه ما دانشگاه خودی بود، دانشگاه، دانشگاهی نبود که دنبال فرهنگ وارداتی باز بشود، آن درآمدهایی که داشت، آن نبود که در آن وقت بود. شما از آن چیزهایی که از دانشگاه های آن وقت درآمد - البته من نمی خواهم همه را بگویم، استثناء دارد اما استثنایش کم است - آنهایی که از دانشگاه بیرون آمدند و سیل آنها راه افتاد به طرف انگلستان و فرانسه و اخیراً امریکا، ببینید که اینها در دانشگاه چی تهیه کردند؟ وقتی رفتند در خارج چی تهیه کردند و برای ما چی سوغات آوردند؟ افرادی که آن وقت از دانشگاه بیرون آمده بودند و تحصیلاتشان را هم در خارج کرده بودند و برگشتند در ایران، همان هایی بودند که وزرای آن وقت را و بسیاری از وکلای آن وقت را آنها تشکیل می دادند. این وزرای آن وقت و آن وکلای آن وقت چه می کردند در ایران؟ برای ایران چه تحفه می آوردند؟ تمام کوشش آنها این بود که رضایت در یک برهه ای انگستان را بعدش امریکا را فراهم کنند. در رأس همه هم که در آن زمان رضاخان بود و در زمان بعد، محمدرضاخان بود، آن هم تمام کوششش این بود که آنها راضی بشوند، برای اینکه، می دید که اگر آنها راضی نباشند، این از بین می رود. وقتی خودخواه بود و می خواست خودش باقی بماند،