روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٨ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢ آذر ١٣٦١ ٧ صفر ١٤٠٣ ٢٣ نوامبر ١٩٨٢
تبلیغاتی، ارزانی تروریست ها کرد و دولت ایران به ناچار سفیر فرانسه را از کشور اخراج کرد. به دنبال این اقدام، میتران در بیانیه ای که از کاخ الیزه صادر کرد، از همة فرانسویان مقیم ایران خواست تا خاک ما را ترک کنند. متعاقب این دعوت - که درحقیقت یک دستور نظامی بود - فرانسویان مقیم ایران به شهادت خبرگزاری ها با غم و اندوه و تأسف، خاک میهن ما را ترک و پس از رسیدن به پاریس به اقدام میتران اعتراض کرده و خواستار بازگشت هرچه سریع تر خود به ایران شدند. پس از آن، به فاصلة چند روز، عملیات ربودن ناوچه های از پیش خریداری شدة ایران در آن کشور - که با جاروجنجال مقامات فرانسوی به گروهی از افراد نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شده بود - زیر حمایت پنهان دولت فرانسه طرح ریزی و اجرا شد. بعد از چندی و در پایان ماجرا، ربایندگان که در زمرة ضد انقلابیون ایران بودند، از فرانسه تقاضای پناهندگی کردند که دولت فرانسه هم بی درنگ آن را پذیرفت و روزنامه ها در همان روز با تیترهای درشت نوشتند: «آیا راهزنی دریایی با قوانین فرانسه مطابقت دارد؟»
از دیگر زمینه هایی که به ابتکار دولت میتران و نفوذ مستقیم مقامات سوسیالیست فرانسه در ایجاد تیرگی روابط موجود بین دو کشور ایجاد شد، اعمال نفوذ در دادگاه تجدیدنظر پاریس درخصوص حیف ومیل شدن یک میلیارد دلار از دارایی های مسدودشدة ایران درارتباط با اختلافات ایران و شرکت اوردیف (کارشناس غنی کردن اورانیوم) بود. این موضوع جدای از ناعادلانه بودن حکم دادگاه تجدیدنظر پاریس، درحقیقت یکی از وجوه کینه توزی های سوسیالیست های فرانسه دربرابر جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.
نویسنده در پایان مطلب خود، بار دیگر موضوع تعیین سفیر جدید فرانسه را درپیوند با موضوعات داخلی این کشور تحلیل و بیان کرده است: راستی چرا امروز دولت فرانسه به این کار تازه، یعنی ایجاد روابط سیاسی مجدد بین دو کشور دست زده و سفیر تازه ای در تهران تعیین کرده است؟ پاسخ را به سادگی هرچه تمام تر می باید در این جمله یافت که "سوسیالیست ها در فرانسه با شکست بزرگی رو به رو هستند". بحران رو به تزاید در اقتصاد فرانسه که مجموعه ای است از میزان بالای بیکاری، تورم، رکود و ورشکستگی های پی درپی بنگاه های صنعتی و خدماتی، توش و توان دولت فرانسه را به فرسایش کشانده، آن را به طرف شکست کامل پیش می برد، چراکه این بحران خود پدیده ای از سیاست تاجرمآبانة میتران دربرابر امپریالیسم و به معامله گذاردن اصول و پرنسیپ هایی بوده است که قبل از این سوسیالیست ها به آن معتقد بودند. ازاین رو، دولت میتران ناچار است برای بیرون آوردن خود از این ورطة هولناک به یک سلسله ابتکارات در سیاست خارجی خود، ازجمله گسترش روابط سیاسی و درنتیجه مبادلات بازرگانی با دولت هایی چون ایران، دست بزند. آن هم در شرایطی که آقای میتران همچنان شدیدترین حمایت ها را از تروریست ها می کند؛ حال تا چه اندازه این اقدامات مزدورانه می تواند ثمربخش باشد، سؤالی است که پاسخ آن را باید از کاردار فرانسه شنید.[١]
[١] مأخذ ١٦، صص ٦ و ٧ ضمیمه.