روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٥٧ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢٤ آبان ١٣٦١ ٢٨ محرم ١٤٠٣ ١٥ نوامبر ١٩٨٢
ارتش عراق سخن گفت. وی با ترسیم تفاوت در نقش و مأموریت نیروهای نظامی در "جنگ های کوتاه مدت" و "جنگ های بلندمدت"، از ضرورت "بازسازی توان ارتش" و "ایجاد تشکیلات و سازماندهی جدید و اضافی" برای شرکت در جنگ طولانی مدت صحبت و در آن، از اصل "آموزش"، "انضباط شدید نظامی" و "ایجاد آمادگی فکری و روحی فرماندهان برای دست یافتن به موفقیت" دفاع کرد.
به گزارش رادیو صوت الجماهیر از بغداد، وی در این مراسم خطاب به حاضران گفت:
«من در آغاز این سؤال را مطرح می کنم [که] آیا واحدهایی که شما جزئی از آن هستید، روزانه تمرین و آموزش ندارند؟ به نظر می رسد که تمامی واحدها بر حسب شرایط، علی رغم حضور در جبهه و تماس مستقیم با دشمن، آموزش هایی داشته باشند. می خواهم بگویم زمانی وجود ندارد که یک فرد نظامی بگوید من در این زمان قادر به انجام تمرین و آموزش نیستم. بنابراین، باید پس از خاتمه درگیری، هرگونه فرصتی را برای تمرین فراهم آوریم. از قوانین جنگ های درازمدت این است: ارتشی که بتواند عناصر آموزش دیده و زبده بیش از ارتش مقابل جهت جبران تلفات فراهم آورد، [این] یکی از عوامل اصلی پیروزی این ارتش بر ارتش مقابل خواهد بود. بنابراین، هر اندازه که سطح عناصر جبران کننده به جای سربازانی که شهید یا زخمی شده اند، پایین باشد، این امر بر نتیجة جنگ درازمدت اثر خواهد گذاشت. در جنگ کوتاه مدت، جنگ، سریع شروع [می شود] و خاتمه می پذیرد، بدون آنکه ارتش نیازی به جبران توان خود با عناصر بیشتری داشته باشد، حتی اگر جنگی در سطح پایین و یا در سطح دسته باشد، باید فرمانده دسته با فرمانده گروهان به مشورت پرداخته و شیو ه ها و تمرینات لازم را مورد بررسی قرار دهد. هر فرماندهی که پس از انجام جنگ، با فرماندهان زیردست و تابعة خود ملاقات نکند و به جمع بندی آنچه که گذشته است، نپردازد و از درس های صحیح الهام نگیرد و از آن استفاده و بهره نبرد، به نظر من فرمانده ناموفقی است. خصوصیات موفقیت آمیز و برتری در نیروهای مسلح بر ٣ عامل اساسی استوار است. ١. آموزش. ٢. آموزش مکرر و مکرر. ٣. آمادگی فکری و روحی فرماندهان.
بنابراین، اگر این خصوصیات در هر یگان و ارتشی باشد، آن واحد و ارتش موفق خواهد بود. جنگ درازمدت به ویژه جنگ تدافعی، مستلزم تشکیلات و سازماندهی اضافی علاوه بر واحدهای اصلی ارتش است. چنانچه این واحدها و سازماندهی های جدید ازنظر آموزش و آمادگی فکری و روحی به سطح خوبی نرسند، اثر منفی بر ارتش خواهد گذارد. من وقتی از آموزش سخن می گویم، به انضباط شدید نظامی بر دیگر امور اولویت می دهم. اگر انضباط نباشد، فرماندهان، قدرت فرماندهی و صدور دستورات را از دست خواهند داد که درنهایت، فرماندهی و سیطره از بین خواهد رفت و یگانی که از این نوع باشد، نبرد را می بازد. بنابراین، هر فرمانده که بتواند شرایط ذکرشده را در واحدهای تابعه خود فراهم آورد، مطمئناً این