رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٦١ - «باب» يازدهم در ذكر آنكه قوتهاى نفسانى جمله «آلت نفس واحد است»
قوتها همه آلت «وىاند» [١] و اين نفس «تعلّق اول كه دارد بدل» [٢] دارد و «اين افعالها بعضى بقوتهائى» [٣] كند كه در دماغ است و بعضى «بقوتهايي كه» [٤] در جگر است.
[و] [٥] برهان «اين قول آن» [٦] است كه اجسام عنصرى براى آنكه در غايت تضادند، قبول «حيوة نكنند و» [٧] چون بيكديگر «مختلط شوند مزاجى بحاصل آيد و بدان مزاج تشبيهى دارند باجسام سماوى كه ضدّ ندارد و مزاج را نيز ضدّ نيست بسبب مزاج» [٨] قبول قوت حيوة كند
[١] - آ س: يك جوهرست- ف: آن يك جوهرست.
[٢] - ف: تعلق اول كه دارد از بدن- م د ل: اول تعلق بدل دارد- ح: تعلق اول بدل دارد.
[٣] - آ س: آن افعال بعضى بقوتها- نسخ ديگر: اين افعال بعضى بقوتها.
[٤] - در س آ م د ل ح ف: بقوتها كه.
[٥] - م ف د ل ح ندارد.
[٦] - ف: آن قول آن- م د: اين قول اينست.
[٧] - م د ل: قبول صورت نكنند پس- ف: حيوة نكنند پس- آ س: حيوة نكند- ظاهرا بايد «قبول حيوة» درست باشد، همچنين است در كتاب معاد: «ان الاجسام العنصريه يمنعها صرفية التضاد عن قبول الحياة» رجوع شود بكتاب نجاة ص ٣١٣.
[٨] - ف: مختلط شوند مزاج بحاصل آيد و بذان مزاج متشابه شوند اجسام سماوى را كه ضداند و مزاج را نيز ضد نيست بسبب اين معنى آن مزاج- آ س: مختلط نشوند و مزاجى بحاصل نيابد كه بدان مزاج شبهتى دارند باجسام سماوى كه ضد ندارد و مزاج را نيز حديست كه بسبب مزاج- ح م د: مختلط شوند و مزاجى بحاصل آيد و بدان مزاج متشابه شوند اجسام سماوى را كه ضد ندارند و مزاج را نيز ضد نيست پس بسبب اين معنى قبول صورة- در نسخه بدل اصل متن «نسبتا بجاى شبهتى.