مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦ - تدبر و واقعيت خارجى
كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا) [١] «كافران گفتند: چرا اين قرآن به يكباره بر او نازل نمىشود؟ براى آن است كه دل تو را بدان نيرومندى دهيم و آن را به آهستگى و ترتيب فرو خوانيم.»
اگر ما خواهان فهم كتاب خدا هستيم بايد حوادث روزمره را بدان عرضه كنيم تا پرده از حقايق پنهان آن بر گرفته شود. در حديث از حضرت على عليه السلام آمده است كه: «از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:
جبرئيل به من نازل شد و گفت: اى محمّد! بزودى در امّت تو فتنهاى ظهور خواهد كرد، گفتم: چگونه از آن رهايى يابم؟ گفت: با كتاب خدا كه اخبار گذشتگان و آيندگان در آن آمده است و حكم امور شما در آن است و آن كلام فصل است نه سخن بيهوده. [٢]»
و نيز در حديث آمده است كه: «خداوند امر كرده است فتنهها به قرآن عرضه گردد تا حكم خدا درباره آن دانسته شود.» و اين خود نوعى تطبيق قرآن بر زندگى واقعى است.
در حديث ديگرى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «هرگاه فتنهها همچون پارههاى شب تار بر شما چيره گشت بر شما باد پناه به قرآن كريم كه شفاعت كنندهاى است كه شفاعتش قبول گردد و عليه هر كس گواهى دهد مقبول افتد.»
[١] - سوره فرقان، آيه ٣٢.
[٢] - تفسير صافى، ج ١، ص ٩.