مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧ - تدبر در قرآن نياز جامعه
رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمد و درباره قرآن از ايشان سؤال كرد، پس چون پيامبر برخى از آيات قرآن را بر او خواند آن مرد نعره برآورد و با دست خود دهان رسول اكرم را گرفت و گفت: تو را به خدا و رحمت سوگند ساكت شو و سپس به ميان قوم خود برگشت و گفت: قرآن جادويى مؤثّر است.
او تاب تحمّل جريان نورى را نداشت كه نزديك بود قلبش را تسخير كند و به همين دليل پيامبر را ساكت كرد و گريخت.
آنچه از انسان خواسته شده آن است كه درهاى قلب خود را به روى قرآن بگشايد و با تأمّل و تدبّر به آيات آن گوش فرا دهد و بدين ترتيب بزودى در مىيابد كه معجزه چگونه صورت مىپذيرد؟
مرد مجرمى مىكوشيد تا از ديوار خانهاى بالا رود تا اموال و نواميس آن خانه را به سرقت برد و لى در اين هنگام صدايى را از داخل خانه مىشنود كه اين آيه را تلاوت مىكرد:
(أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ...) [١].
«آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا خاشع شود...».
او چند ثانيهاى به آيه گوش فرا داد و سپس گريه كنان فرياد بر آورد كه آرى هنگامآن رسيدهاست كه قلب سخت منخاشعذكر خدا و آنچه از حق نازل شده گردد، آرى هنگام آن رسيده است و سپس از ديوار
[١] - سوره حديد، آيه ١٦.