مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٤ - فلسفه جامعه در قرآن
را از چپ و راست مىبرم و بر تنه درخت خرما به دارتان مىآويزم. تا بدانيد كه عذاب كدام يك از ما سختتر و پايندهتر است. گفتند: سوگند به آن كه ما را آفريده است كه تو را بر آن نشانههاى روشن كه ديدهايم ترجيح نمىدهيم؛ به هرچه خواهى حكم كن كه رواج حكم تو در زندگى اين جهانى است. اينكه به پروردگار خويش ايمان آورديم تا از خطاهاى ما و آن جادوگرى كه ما را بدان واداشتى در گذرد، كه خدا بهتر و پايدارتر است.»
جامعهاى كه اين ساحران تائب در برابر آن مقاومت ورزيدند از قدرت كيفرى نيرومندى برخوردار بود ولى اين مؤمنان كه آنها نيز از همين جامعه بودند از عقلى بهرهور بودند كه آنها را به سوى حقّ هدايت مىكرد و پس از آن ارادهاى داشتند كه آنها را از فشارهاى جامعه رهايى مىبخشيد، ارادهاى كه در سختترين شرايط خود را نشان داد ولى همين شرايط ناگوار هم نتوانست انسان را به ابزارى فاقد شعور و اراده تبديل كند.
اين نقطهاى بس مهم است آن هم نه فقط از اين جهت كه سنگ زير بناى انسان كامل را تشكيل مىدهد، بلكه به آن اعتبار كه عدسى لازمى در ميكروسكوپ جامعهشناسى است. زيرا اگر از اين حقيقت غفلت ورزيم در ارزيابيهاى خود نسبت به حوادث، شخصيّتها و مسير زندگى دچار خطا مىشويم.
٧- جامعه با در نظر گرفتن دو گانگى بافت آن كه موجب حركت مىگردد وخود با امور روحى وروانى مجموعهبشريتدر ارتباط است و هريك از افراد آن در چهارچوب محور نقاط مثبت و منفى در