مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤١ - عقل، موهبتى الهى
دارد و قيد (وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ) به آگاهى ذاتى عقل شهادت مىدهد. پاسخ را در آيه شانزدهم مىيابيم، آن جا كه مىفرمايد:
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ) و قلب در قرآن همان عقل است.
در آيه هفدهم مىبينيم كه «حكمت» به فهم و عقل تفسير شده است و آن دقيقاً مفهوم آيه قبل است كه: (يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ)، پس اگر حكمت همان عقل است پس تذكّر در آيه برانگيختن عقل خواهد بود. از همين جا دانسته مىشود كه راه شناخت عقل همان تذكّر است.
اين پژوهش عميق در چگونگى شيوه قرآنى در تربيت عقل بر همان اصولى تكيه دارد كه خود عقل بر آن اصول استوار است و اين همان نگرش قرآنى به عقل است كه حكمت عقل را در انسان پرورش مىدهد و به او نيروى تفكّر منطقى مىبخشد. اين بررسى، پس از ذكر آيات، نگرش قرآن نسبت به عقل و شيوه قرآن در بيدار كردن عقل را در اين خلاصه مىكند كه تسليم در برابر حقيقت نخستين گام عقل است. و از همين جاست كه امام سخن لقمان را نقل مىكند كه: در برابر حقيقت فروتن باش تا عاقلترين مردم باشى. و سپس براى هشام استدلال مىكند كه بدبختى از هر آن كسى كه عقل ندارد انتظار مىرود، زيرا كشتى چنين كسى در درياى عميق دنيا غرق مىگردد.
سپس امام ميان عقل و تفكّر و ميان تفكّر و سكوت ارتباط بر قرار