مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٠ - عقل، موهبتى الهى
بيان ارتباط عقل با علم در آيه ششم انگيزه ديگرى براى تفكّر منطقى است. مانع ديگرى كه ميان انسان و تعقّل مىشود پيروى از پدران گمراه است و لذا آيه هفتم ظهور مىكند تا كسانى را كه عقل خود را قربانى خرافات آباء و اجدادى مىكنند نكوهش كند و بار ديگر به ايشان تذكّر دهد كه آنها عقلى در اختيار دارند كه در صورت بازگشت بدان به راه راست دست خواهند يافت. پس از دنيا دوستى و پيروى از پدران، مانع سومى ميان انسان و عقل او وجود دارد كه همان فشار گروهى است و در اين جاست كه آيات هشتم تا سيزدهم ظهور مىكند تا قدرت دفاع در برابر اين فشار را در اختيار نهد، سه آيه در نكوهش كثرت و سه آيه در مدح قلّت آمده تا فرد عاقل به اين نكته پى برد كه عصيان او بر جامعه جاهل بهتر است از آن كه جزء ليست عقلا به شمار نيايد.
عقل به وسيله آگاهى ذاتى كه به تذكّر فرا مىخواند افزايش مىيابد، پس مادامى كه بيدار كردن عقل جز با برانگيختن آن امكان ندارد- زيرا شناخت آن جز با خود آن امكان ندارد- لذا تذكّر همان ويژگى جدا كننده عقل است.
دو آيه چهارده و پانزده پس از بيان دو نمونه، انسان را به تذكّر دعوت مىكنند، پس تذكّر در كار خير و تسليم در برابر حقيقت كه اين هر دو كاملًا از اين دو آيه به دست مىآيد تجسّم مىيابد.
ولى از كجاى قرآن در مىيابيم كه تذكّر به صاحبان عقل اختصاص