تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - غزوه بدر نخستين درگيرى مسلحانه اسلام و كفر
روبرو شدند، دشمن نتوانست باور كند كه مسلمانان با آن نفرات و تجهيزات كم به ميدان آمدهاند بلكه فكر مىكرد قسمت مهم سپاه اسلام در جايى مخفى شدهاند تا به موقع حمله خود را به طور غافلگيرانه شروع كنند، لذا شخصى را براى تحقيق فرستادند، اما به زودى فهميدند كه جمعيت همانست كه ديده بودند.
از طرفى همانطور كه گفتيم جمعى از مسلمانان در وحشت و ترس فرو رفته بودند، و اصرار داشتند كه مبارزه با اين گروه عظيم كه هيچگونه موازنهاى با آنها ندارد صلاح نيست، ولى پيامبر ص با اين وعده الهى آنها را دلگرم ساخت و گفت:" خداوند به من وعده داده كه بر يكى از دو گروه پيروز خواهيد شد، يا بر كاروان قريش يا بر لشكرشان، و وعده خداوند تخلفناپذير است، بخدا سوگند گويا محل كشته شدن ابو جهل و عدهاى از سران قريش را با چشم خود مىبينم، سپس به مسلمانان دستور داد كه در كنار چاه بدر فرود آيند (" بدر" در اصل نام مردى از قبيله" جهينه" بود كه چاهى در آن سرزمين احداث كرد، بعدا آن چاه و آن سرزمين به نام سرزمين بدر و چاه بدر ناميده شد).
در اين گير و دار ابو سفيان توانست خود را با قافله از منطقه خطر رهايى بخشد، و از طريق ساحل دريا (درياى احمر) از بيراهه به سوى مكه با عجله بشتابد، و به وسيله قاصدى به لشكر پيغام فرستاد كه خدا كاروان شما را رهايى بخشيد، من فكر مىكنم مبارزه با محمد در اين شرائط لزوم ندارد چون دشمنانى دارد كه حساب او را خواهند رسيد، ولى رئيس لشكر ابو جهل به اين پيشنهاد تن در نداد، و به بتهاى بزرگ" لات" و" عزى" قسم ياد كرد كه ما نه تنها با آنها مبارزه مىكنيم بلكه تا داخل مدينه آنها را تعقيب خواهيم كرد و يا اسيرشان مىكنيم و به مكه مىآوريم تا صداى اين پيروزى به گوش تمام قبائل عرب برسد.
سرانجام لشكر قريش نيز وارد سرزمين بدر شد، و غلامان خود را براى آوردن آب به سوى چاه فرستادند، ياران پيامبر ص آنها را گرفته و براى