تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - آيا فرشتگان جنگيدند؟
غير كارى بپرهيزيد و نيروى خود را در آن صرف نكنيد، بلكه ضربههاى كارى بر پيكر دشمن فرود آريد" ضربه بر بالاتر از گردن، بر مغزها و سرهاى آنها فرود آريد" (فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ)" و دست و پاى آنها را از كار بيندازيد" (وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ)" بنان" جمع" بنانه" به معنى سر انگشت دست يا پا و يا خود انگشتان است، و در آيه مورد بحث مىتواند كنايه از دست و پا بوده باشد و يا به معنى اصليش كه انگشتان است، زيرا قطع شدن انگشتان و از كار افتادن آنها اگر در دست باشد قدرت حمل سلاح را از انسان مىگيرد، و اگر در پا باشد، قدرت حركت را.
اين احتمال نيز وجود دارد كه اگر دشمن مهاجم پياده باشد، هدف را سر او قرار دهيد و اگر سواره باشد دست و پاى او.
همانطور كه در سابق هم اشاره كرديم بعضى اين جمله را خطاب به فرشتگان مىدانند ولى قرائن نشان مىدهد كه مخاطب در اين جمله مسلمانان هستند، و اگر هم مخاطب فرشتگان باشند ممكن است هدف از ضربه زدن بر مغزها و دست و پا ايجاد رعب و وحشت در آنها باشد آن چنان كه دست و پايشان در كار بلغزد، و سرها به زير آيد. (البته اين تفسير بر خلاف ظاهر عبارت است و بايد به كمك قرائنى كه سابقا در باره جنگ نكردن ملائكه گفتيم اثبات شود)
" اينها استحقاق چنين چيزى را دارند زيرا آنان از در عداوت و دشمنى و عصيان و گردنكشى در برابر خدا و پيامبرش در آمدند" (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ)" شاقوا" از ماده" شقاق" در اصل به معنى شكاف و جدايى است و از آنجا كه شخص مخالف و دشمن و عصيانگر، صف خود را جدا مىكند به عمل او شقاق