تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - تفسير باز هم حركت به سوى ميدان جهاد
و يا كنايه از تمايل به جهان ماده و چسبيدن به زرق و برق دنيا است، و در هر صورت اين وضع گروهى از مسلمانان ضعيف الايمان بود نه همه آنها و نه مسلمانان راستين و عاشقان جهاد در راه خدا.
سپس با سخن ملامت آميزى مىگويد:" آيا به اين زندگى دنيا، اين زندگى پست و زودگذر و ناپايدار، بجاى زندگى وسيع و جاويدان آخرت راضى شديد"؟
(أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ).
" با اين كه فوائد و متاع زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت يك امر ناچيز بيش نيست" (فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ).
چگونه يك انسان عاقل تن به چنين مبادله زيانبارى ممكن است بدهد؟ و چگونه متاع فوق العاده گرانبها را به خاطر دستيابى به يك متاع ناچيز و كم ارزش از دست مىدهد؟
و اگر گمان مىكنيد با كنار رفتن شما و پشت كردنتان به ميدان جهاد چرخ پيشرفت اسلام از كار مىافتد و فروغ آئين خدا به خاموشى مىگرايد سخت در اشتباهيد زيرا:" خداوند گروهى غير از شما از افراد با ايمان و مصمم و مطيع فرمان خود را به جاى شما قرار خواهد داد" (وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) گروهى كه از هر نظر مغاير شما هستند نه تنها شخصيتشان بلكه ايمان و اراده و شهامت و فرمانبرداريشان غير از شما است.
" و از اين رهگذر هيچ گونه زيانى نمىتوانيد به خداوند و آئين پاك او وارد كنيد" (وَ لا تَضُرُّوهُ شَيْئاً).