تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - تفسير سعى كن منافقان را بشناسى
لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ):
سپس براى تاكيد عدم ايمان آنها مىگويد:" آنها كسانى هستند كه دلهايشان مضطرب و آميخته با شك و ترديد است"! (وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ).
" به همين دليل در اين شك و ترديد گاهى قدم به پيش مىگذارند و گاهى باز مىگردند و پيوسته در حيرت و سرگردانى به سر مىبرند" و به همين جهت منتظر پيدا كردن بهانه و كسب اجازه از پيامبرند (فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ) گرچه صفات فوق به شكل فعل مضارع ذكر شده است ولى منظور از آن بيان صفات و حال منافقان و مؤمنان است و ماضى و حال و مضارع در آن تفاوت نمىكند.
به هر حال مؤمنان در پرتو ايمانشان تصميم و ارادهاى محكم و خللناپذير دارند راه را به روشنى ديدهاند، مقصدشان معلوم، و هدفشان مشخص است، به همين دليل با عزمى راسخ و بدون ترديد و دودلى با گامهايى استوار به پيش مىروند.
اما منافقان چون هدفشان تاريك و نامشخص است گرفتار حيرت و سرگردانى هستند و هميشه به دنبال بهانهاى براى فرار از زير بار مسئوليتها مىگردند.
اين دو نشانه مخصوص" مؤمنان" و" منافقان" صدر اسلام و ميدان جنگ" تبوك" نبود بلكه هم امروز نيز" مؤمنان راستين" را از" مدعيان دروغين" با اين دو صفت مىتوان شناخت، مؤمن، شجاع و مصمم است و منافق بزدل و ترسو و متحير و عذرتراش!