تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤ - ٢- در قاموس مؤمنان شكست وجود ندارد
يك جمعيت منافق و ترسو و تنبل و پراكنده محكوم به فنا هستند، و اين سرنوشت براى آنها حتمى است، اما يك جمعيت با ايمان و آگاه، و متحد و مصمم جز پيروزى، سرنوشتى ندارند.
بنا بر آنچه گفته شد روشن مىشود كه آيات فوق نه با اصل آزادى اراده و اختيار منافات دارد و نه دليلى بر سرنوشت جبرى انسانها و بى اثر بودن تلاشها و كوششها است.
در آخرين آيه مورد بحث به منطق عجيب محكمى برخورد مىكنيم كه راز اصلى همه پيروزيهاى مسلمانان نخستين در آن نهفته شده است، و اگر پيامبر اسلام هيچ تعليم و دستورى جز اين نداشت براى تضمين پيروزى پيروانش كافى بود، و آن اينكه مفهوم شكست و ناكامى را به كلى از صفحه روح آنها زدوده، و به آنها ثابت كرده كه در هر حال شما پيروزيد، كشته شويد پيروزيد، و دشمن را بكشيد باز هم پيروزيد.
شما دو راه در پيش داريد كه از هر كدام برويد به منزل مقصود خواهيد رسيد، بيراهه و پرتگاه مطلقا در مسير شما وجود ندارد يك راه به سوى شهادت مىرود كه نقطه اوج افتخار يك انسان با ايمان است، و بالاترين موهبتى است كه براى انسان تصور مىشود كه با خدا معامله كند جان را بدهد و يك حيات جاويدان و ابدى در جوار قرب پروردگار و در ميان نعمتهاى غير قابل توصيفش خريدارى كند.
راه ديگر پيروزى بر دشمن و در هم شكستن قدرت اهريمنى او و پاكسازى محيط زندگى انسانها از شر ظالمان و ستمگران و آلودگان است و اين نيز فيضى است بزرگ و افتخارى است مسلم.
سربازى كه با اين روحيه وارد ميدان مبارزه مىشود هيچگاه فكر فرار و