تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - تفسير خيانت و سرچشمه آن
بنگرد (كه آيا كسى آن را شنيد يا نه) اين سخن امانت است".
روى اين جهت آب و خاك اسلام در دست مسلمانان امانت الهى است، فرزندان آنها امانت هستند، و از همه بالاتر قرآن مجيد و تعليماتش امانت بزرگ پروردگار محسوب مىشود.
بعضى گفتهاند امانت خدا آئين اوست و امانت پيامبر سنت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها مىباشد ولى امانت در آيه فوق همه را شامل مىشود.
بهر حال خيانت در امانت از منفورترين اعمال و از زشتترين گناهان است، كسى كه در امانت خيانت مىكند در حقيقت منافق است، چنان كه در حديث از پيامبر نقل شده:"
آية المنافق ثلاث: اذا حدث كذب، و اذا وعد اخلف، و اذا ائتمن خان، و ان صام و صلى و زعم انه مسلم
":" نشانه منافق سه چيز است:
هنگام سخن دروغ مىگويد، و بهنگامى كه وعده مىدهد تخلف مىكند و بهنگامى كه امانتى نزد او بگذارند خيانت مىنمايد، چنين كسى منافق است هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند".
اصولا ترك خيانت در امانت از وظائف و حقوق انسانى است يعنى حتى اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد نمىتوان در امانت او خيانت كرد.
در پايان آيه مىگويد: ممكن است از روى اشتباه و بى اطلاعى چيزى را كه خيانت است مرتكب شويد ولى هرگز آگاهانه اقدام به چنين كارى نكنيد (وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) البته اعمالى همچون اعمال" ابو لبابه" مصداق جهل و اشتباه نيست، بلكه عشق و علاقه به مال و فرزند و حفظ منافع شخصى گاهى در يك لحظه حساس چشم و گوش انسان را مىبندد و مرتكب خيانت به خدا و پيامبر مىشود اين در حقيقت خيانت آگاهانه است. ولى مهم اين است كه انسان زود همچون" ابو لبابه" بيدار شود و گذشته را جبران كند.