تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - تفسير سعى كن منافقان را بشناسى
تفسير: سعى كن منافقان را بشناسى
از آيات فوق استفاده مىشود كه گروهى از منافقان نزد پيامبر آمدند و پس از بيان عذرهاى گوناگون و حتى سوگند خوردن، اجازه خواستند كه آنها را از شركت در ميدان" تبوك" معذور دارد، و پيامبر به اين عده اجازه داد.
خداوند در نخستين آيه مورد بحث پيامبرش را مورد عتاب قرار مىدهد و مىگويد:" خداوند تو را بخشيد، چرا به آنها اجازه دادى كه از شركت در ميدان جهاد خود دارى كنند"؟! (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ).
" چرا نگذاشتى آنها كه راست مىگويند از آنها كه دروغ مىگويند شناخته شوند" و به ماهيت آنها پى برى؟ (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ).
در اينكه عتاب و سرزنش فوق كه توأم با اعلام عفو پروردگار است دليل بر آن است كه اجازه پيامبر ص كار خلافى بوده، يا تنها" ترك اولى" بوده، و يا هيچكدام، در ميان مفسران گفتگو است.
بعضى آن چنان تند رفتهاند، و حتى جسورانه و بى ادبانه نسبت به مقام مقدس پيامبر (ص) گفتهاند كه آيه فوق را دليل بر امكان صدور گناه و معصيت از او دانستهاند، و لا اقل ادبى را كه خداوند بزرگ در اين تعبير نسبت به پيامبرش رعايت كرده كه نخست سخن از" عفو" مىگويد و بد" مؤاخذه" مىكند رعايت نكردهاند و به گمراهى عجيبى افتادهاند.
انصاف اين است كه در اين آيه هيچگونه دليلى بر صدور گناهى از پيامبر ص وجود ندارد، حتى در ظاهر آيه، زيرا همه قرائن نشان مىدهد چه پيامبر