تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - ١-" غزوه عبرتانگيز حنين"
(در اين هنگام پيامبر در قلب سپاه قرار داشت). و عباس عموى پيامبر ص و چند نفر ديگر از بنى هاشم كه مجموعا از نه نفر تجاوز نمىكردند و دهمين آنها" ايمن" فرزند" ام ايمن" بود اطراف پيامبر ص را گرفتند.
مقدمه سپاه به هنگام فرار و عقبنشينى از كنار پيامبر ص گذشت، پيامبر ص به عباس كه صداى بلند و رسايى داشت دستور داد فورا از تپهاى كه در آن نزديكى بود بالا رود و به مسلمانان فرياد زند" يا معشر المهاجرين و الانصار يا اصحاب سورة البقرة يا اهل بيعت الشجرة الى اين تفرون هذا رسول اللَّه ص".
" اى گروه مهاجران و انصار! و اى ياران سوره بقره! و اى اهل بيعت شجره! به كجا فرار مىكنيد؟ پيامبر ص اين جا است"!.
هنگامى كه مسلمانان صداى عباس را شنيدند بازگشتند و گفتند" لبيك، لبيك" مخصوصا انصار در اين بازگشت پيش قدم بودند، و حمله سختى از هر جانب به سپاه دشمن كردند، و با يارى پروردگار به پيشروى ادامه دادند، آن چنان كه طايفه" هوازن" به طرز وحشتناكى به هر سو پراكنده شدند و پيوسته مسلمانان آنها را تعقيب مىكردند.
حدود يكصد نفر از سپاه دشمن كشته شد و اموالشان به غنيمت به دست مسلمانان افتاد و گروهى نيز اسير شدند" [١] و در پايان اين نقل تاريخى مىخوانيم كه پس از پايان جنگ نمايندگان قبيله هوازن خدمت پيامبر آمدند و اسلام را پذيرفتند و پيامبر محبت زياد به آنها كرد و حتى" مالك بن عوف" رئيس و بزرگ آنها اسلام را پذيرفت، پيامبر ص اموال و اسيرانش را به او بر گرداند، و رياست مسلمانان قبيلهاش را به او واگذار كرد.
[١]- مجمع البيان جلد ٥ صفحه ١٧- ١٩