تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت
و بالآخره در روايت ديگر كه در كتاب" من لا يحضر" آمده مىخوانيم:
" منه الخضاب السواد" [١]:" يكى از مصداقهاى قوة در آيه موهاى سفيد را به وسيله رنگ سياه كردن است"! يعنى اسلام حتى رنگ موها را كه به سرباز بزرگسال چهره جوانترى مىدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و اين نشان مىدهد كه چه اندازه مفهوم" قوة" در آيه فوق وسيع است.
بنا بر اين آنها كه تنها پارهاى از روايات را ديدهاند و كلمه" قوة" را به يك مصداق، محدود ساختهاند گرفتار اشتباه عجيبى شدهاند.
ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن يك چنين دستور صريح و روشنى گويا همه چيز را به دست فراموشى سپردهاند، نه از فراهم ساختن نيروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در ميان آنها خبرى هست، و نه از نيروهاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و نظامى، و عجب اين است كه با اين فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنين دستور صريح باز خود را مسلمان مىدانيم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مىافكنيم و مىگوئيم اگر اسلام آئين پيشرفت و پيروزى است پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهايم؟!.
به عقيده ما اگر اين دستور بزرگ اسلامى (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) به عنوان يك شعار همگانى در همه جا تبليغ شود و مسلمانان از كوچك و بزرگ، عالم و غير عالم، نويسنده و گوينده، سرباز و افسر، كشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را بكار بندند، براى جبران عقبماندگيشان كافى است.
سيره عملى پيامبر ص و پيشوايان بزرگ اسلام نيز نشان مىدهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هيچ فرصتى غفلت نمىكردند، در تهيه سلاح و نفرات، تقويت روحيه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به كار بستن هر گونه تاكتيك جنگى، هيچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمىداشتند.
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٢ صفحه ١٦٥.